*مشاوره همراز*
*در این وبلاگ با مقالات مشاوره ای . روانشناسی ومذهبی و ...آشنا می شوید*
قالب وبلاگ


تابستان

در اين فصل از زندگي ، يادبگيريد چگونه مي توان شکوفا شد و چگونه بايد از بذرهاي کاشته شده محافظت کرد. به محض آنکه بذر ها را بکاريد، حشرات موذي و علف هاي هرز مزاحم، آنها را تهديد مي کنند. آنها بذرها را ازبين خواهند برد مگر آنکه....شما از آنها محافظت کنيد. اين يک حقيقت است که هر چيز ارزشمندي نياز به محافظت دارد. نپرسيد چرا . فقط قبول کنيد که حقيقت همين است. با توجه به واقعيات، آغازي زيبا و با ارزش داشته باشيد. هر باغي، روزي مورد حمله قرار خواهد گرفت. از ارزش هاي اجتماعي، ارزش هاي سياسي، ارزش هاي تجاري و دوستي هاي ارزشمند بايد محافظت کرد. هر باغي بايد سراسر تابستان مورد مراقبت باشد، در غير اينصورت به همه ي ثمرات ارزشمند آن دست نخواهيد يافت. بديهي است کساني که به بذر ها و نهالهاي خود توجه مي کنند و از آنها محافظت بعمل مي آورند از شر آفات و حشرات موذي و ساير موانع در امان خواهند بود.

 

www.toppatogh.com | زیبایی های حیرت انگیز

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 13:10 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]

بهار

خوشبختانه پس از زمستان ، فصل فعاليت و فصل فرصت ها از راه مي رسد. بله فصل بهار...بهار فصل شکوفايي مزرعه ي بارور زندگي است. بذرهاي آگاهي و تعهد کاشته مي شوند و با تلاش و پشتکار به بار مي نشينند.


از راه رسيدن بهار به تنهايي نشانه ي آن نيست که پاييز بعد از آن را به راحتي پشت سر خواهيم گذاشت. بايد از بهار استفاده کنيم. هر يک از شکوفه هاي بهاري مي توانند شکوفا شده و مي توانند تا پاييز از بين بروند. از فرصتي که بهار براي شما فراهم مي کند بهره ببريد. به قول و تعهد بهار ايمان داشته باشيد : هرچه بکاريد، همان را درو خواهيد کرد. ثمره ي ايمان، قانوني است لغو ناشدني : پاداش هر يک کار نيک، دريافت صدها نيکي است ؛ به ازاي دستي که براي ياري کسي دراز مي کنيد، صدها بار دست شما گرفته خواهد شد ؛ به خاطر هر کاري که براي رضاي خداوند انجام مي دهيد، صدها بار پاداش مي گيريد ؛ و به ازاي هر عشقي که ابراز مي کنيد، يک زندگي عشق به شما باز مي گردد.

به خاطر داشته باشيد که بهار زندگي ماهيتا" کوتاه است. ممکن است مسحور زيبايي هاي آن شده، در چشم به هم زدني رفتنش را حسرت بار نظاره کنيد. پس تامل کنيد و عطر دل انگيز گلهاي بهاري را با دل و جان استشمام کرده و قبل از دير شدن کاري بکنيد. مبادا چشم باز کنيد و ببينيد بهار رفته و بذر هاي شما در کيسه اي در دستانتان مانده. عاقلانه و با درايت بذرهايتان را بطور منظم و با برنامه ريزي بکاريد. از صخره ها، علف هاي هرز و موانع ديگر نترسيد. اگر هوشيارانه عمل کنيد هيچ يک از اين موانع بذرهاي شما را از بين نخواهد برد. پس حرکت را انتخاب کنيد....جاي کاهلي نيست. جذابيت هاي ظاهري را رها کنيد و حقيقت را دريابيد ؛ لبخند را بر لب بنشانيد و اخم را فراموش کنيد ؛ به عشق چنگ بزنيد و دشمني ها را دور بريزيد. وقتي بهار دل انگيز به زندگي شما لبخند زد، کارتان را شروع کنيد و از فرصت هايتان استفاده کنيد.

بهار به ما نشان مي دهد که زندگي يک فرصت زيبا است براي کاشت و برداشت. کافي است ياد بگيريم چگونه بار ديگر از صفر شروع کنيم. گويي دوباره زاده شده ايم....اجازه بدهيم جذابيت ها و شگفتي ها ما را به سوي خود بخوانند و انگيزه ي جستجوي معجزات پنهان در پديده ها را در ما ايجاد کنند. بدون فوت وقت در بهار زندگي خود غرق شويد و از فرصت هاي آن بهره گيريد. بهار در زندگي هر يک از ما فقط چند بار رخ خواهد نمود. زندگي کوتاه است، حتي اگر طولاني ترين عمر طبيعي را تجربه کنيم. هر طور که زندگي مي کنيد، از آن لذت ببريد. نباشد که فقط نظاره گر گذشت فصول از پي هم باشيد.

 

www.toppatogh.com | زیبایی های حیرت انگیز

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 13:09 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]
[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 12:59 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]

زمستان

اولين درس زندگي اين است که ياد بگيريم چگونه زمستان ها را پشت سر گذاريم. زمستانهاي مکرر مي آيند و مي روند گاه بلند و گاه کوتاه، گاه سخت و گاه آسان. آنچه که هميشه تکرار مي شود اين است که هميشه در پس پاييز، زمستان مي آيد. در زندگي زمستانهاي مختلفي وجود دارد : زمستان اقتصادي، زمستان اجتماعي، زمستان عواطف و زمستان جسمي _ وقتي چيزي را درک نمي کنيد، زمستان است؛ وقتي اتفاقات ناخوشايند در پي هم مي آيند، زمستان است؛ وقتي بيماريد و نااميد، زمستان است. وجود زمستان انکار ناپذير است، پس بايد ياد بگيريم چگونه از آن عبور کنيم.

سختي ها هميشه بعد از فرصت ها مي آيند و رکود پس از رونق مطرح مي شود. با زمستان چه مي شود کرد؟ مي توان قوي تر، عاقل تر و بهتر بود. زمستان نمي تواند تغيير يابد، ولي شما مي توانيد.

قبل از درک اين حقيقت، هميشه در زمستان مي گفتم اي کاش تابستان بود. وقتي سختي مي کشيدم عادت داشتم بگويم، اي کاش راحت بود. ولي اکنون آرزو نميکنم که کاش زمستان کوتاهتر يا سبک تر بود بلکه آرزو مي کنم که کاش عاقل تر و بهتر بودم. نمي گويم کاش مشکلاتم کمتر بود، مي گويم کاش قوي تر بودم. نمي گويم کاش سختي نمي کشيدم، مي گويم کاش آگاه تر بودم.

"زندگي مثل تغيير فصول است. شما نمي توانيد فصل ها را عوض کنيد

ولي مي توانيد خودتان را عوض کنید"

موفقيتهاي هر فصل
اکثر موفقيتهاي شما به نوع رفتار و قابليت شما در کاشت بذرها در فرصتهاي بهار، وجين و شخم زدن در تابستان، برداشت محصول در فصل پاييز و قوي تر، بهتر و آگاه تر شدن در زمستان بستگي دارد. آنچه که براي شما اتفاق مي افتد، آينده ي شما را نمي سازد – نحوه ي پاسخ گويي و عکس العمل شما به آنچه که اتفاق افتاده است سازنده ي آينده ي شماست.

پروردگارا : آرامش را همچون دانه های برف آرام و بی صدا بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار

 

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 12:50 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]


هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 09:46 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]

 

عصری که ما در آن زندگی می کنیم به کلی متفاوت از زمان های گذشته است پدیده های جدید متنوع و به هم پیچیده آنچنان فراوان و نو به نو شده اند که دانایی ها، توانایی ها و امکانات را اجتناب ناپذیر می کند. البته این دانستنی ها و مهارت ها باید قادر باشند امنیت روانی و احساس زیبایی دوستی را در مواجهه با مشکلات زندگی تضمین کند. در روند استفاده از امکانات در راه مقابله منطقی و فراگیر مسایل دنیای جدید به خصوص نگرش های جوانان باید از اصول بهداشت روانی استفاده نمود، چرا که نوجوانان ما نیازمند فضای شاد برای شاداب زیستن هستند. در شرایطی که اکثر منازل در مناطق شهری تبدیل به آپارتمان های کوچک و تاریک و به دور از فضاهای بازی و حرکتی برای کودکان است حداقل کاری که می توان در تامین بهداشت جسمی و روحی آنان داشته باشیم ایجاد فضای مفرح و شادی بخش در مدرسه است چرا که دانش آموزان چندین ساعت از روز را در مدرسه می گذرانند و اگر فضاسازی مناسبی در مدارس انجام شود مسلما به شاد زیستن فرزندان خود کمک بسیار مهمی خواهیم کرد.



ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 13:47 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]


 

1- گفتن لطیفه های جالب و مؤدبانه .

2- ایجاد نمایش توسط بچه ها در کلاس درس .

3- پرسش درس به صورت نمایشی که دانش آموزان خودشان در آن دخالت داشته باشند و نقش هایی را به عهده گیرند .

4- از بچه ها بخواهیم روش هایی را که به ذهنشان می رسد در جهت درس و با ایجاد راههایی ک بتوانند ضمن آموختن شادی را نیز در ذهنی ایجاد کنند .

5- طرح کردن درس به صورت معما و وادار کردن آنان به تفکر .

6- استفاده از روش سقراطی در حل معماها ( از چرائی ها ) .

7- استفاده از روش بارش فکری مغزی و هدایت کلاس را در مسیر اهداف .

8- داشتن روش های مختلف در اداره کلاس که برای دانش آموزان تازگی به همراه داشته باشد.

9- بردن دانش آموزان محیط های کتابخانه ،‌حیاط مدرسه ، نمازخانه ، آزمایشگاه و ... و دادن مسئولیت های مختلف به ایشان .

10- تقدیر از زحمات دانش آموزان به صورت کلامی و نقدی .

11- تشویق دانش آموزان به ارائه راه حلهای مختلف بدون توجه به حتی مضحک بودن آنها .

12- سپردن اداره کلاس در هر هفته یک روز به هر یک از گروهها و تشویق گروههایی که بهتر بتوانند کلاس را اداره کنند . از همه لحاظ ( پرورش حس مسئولیت پذیری ) .

13- دادن یک پروژه به هر یک از گروهها ایجاد مناظره در بین گروهها و ایجاد حس رقابت .

14- استفاده از موزیک های بی کلام در کلاس و محیط مدرسه .

15- تدریس در قالب داستان ، ضرب المثل ،

16- استفاده از نرم افزارهای آموزشی برای تدریس درس .

17- دانش آموزان به صورت گروهی در رابطه با موضوع نقاشی بیان کنند .

18- با بیان شعر توسط دانش آموزان .

19- با بیان مطلبی آن را در نقاشی بیان کنند .

20- بچه ها بیشتر فعال باشند کلاس به آنها واگذار شود در انجام کارها طرح ریزی کنند .

21- در رابطه با موضوع گروهی مشورت کنند خود را بیان کنند به بهترین آنها جایزه داده شود یا تشویق شوند .

22- طراحی مسابقه برای یادگیری و ارزشیابی .

23- بازی آموزشی ، کارت های آموزشی ، ساخت پازل آموزشی .

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 13:43 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]

 

 


حقیقت خلاقیت، همان تصمیم هایی است که دیگران از نزدیک شدن به آن نیز عاجزند و برخی به خاطر برخوردار بودن از یک ذهن شفاف و خالی از هر گونه وابستگی و آلودگی، از آن برخوردار می باشند. خلاقیت، چیزی فراتر از آفریدن است و... .

کودک خلاق

خلاقیت، یکی از زیباترین جلوه های بر آمده از ذهن است؛ همان که گاه به وجودآورنده ی فرآیندهایی است که می توان از آنها به چیزی شبیه معجزه تعبیر نمود و این یعنی انسان می تواند با تکیه بر ذهن شفاف، با توجه و ابتکار، دست به خلق، ایجاد و گاه بالاتر از آن بزند یعنی از هیچ، بهترین و شگفت انگیزترین ها را به وجود آورد؛

مجموعه ی این فرآیندها را «خلاقیت» نامگذاری می کنیم. حقیقت خلاقیت، همان تصمیم هایی است که دیگران از نزدیک شدن به آن نیز عاجزند و برخی به خاطر برخوردار بودن از یک ذهن شفاف و خالی از هر گونه وابستگی و آلودگی، از آن برخوردار می باشند. خلاقیت، چیزی فراتر از آفریدن است و باید به این نکته توجه داشت که تمام دستاوردهای بشر دیروز تا امروز که نام ها و عباراتی چون اختراع، ابتکار، نوآوری و... روی آن نهاده اند، نشأت گرفته از همین اذهان خلاق است؛ البته ذهن هایی که پیش از خلاق بودن، شفاف و پاک بوده اند. خلاقیت ذهن، در سایه ی پرورش استعدادهایی میسر است که میان لایه های پیچیده ی ذهن، هر لحظه درصدد بروز و جلوه گرشدن هستند و هرگونه آلودگی، این سرعت را می کاهد و این فرصت های تکرار نشدنی را از ما می گیرد.

کوتاه سخن این که باید ذهن را شناخت، به قدرت و اهمیت آن پی برد، از آن حمایت و نگهداری نمود و در نهایت، از هر چیز که به شفافیت ذهن لطمه ای هرچند کوچک وارد می سازد، دوری جست.

ذهن شفاف، در بدنی رشد می کند که در سلامت کامل روحی و روانی قرارداشته باشد و ذهنیت خلاق، تنها از پدیده هایی ست که از ذهن سالم و شفاف متبادر می شود و تفکر سالم و پویا نیز چندان با این مقوله بیگانه نیست.

خلاقیت، کلید شایستگی و قابلیت برای زندگی آینده

افراد خلاق در بسیاری از زمینه‌های زندگی راحت‌تر از دیگرانند. آنها زودتر از بقیه افراد، خود را با موقعیت جدید وفق می‌دهند. برای مشکلات خود دنبال راه‌حل می‌گردند، از عهده موقعیت‌های سخت بر می‌آیند و می‌توانند فی‌البداهه صحبت کرده و خود را از قید الگوهای فکری کلاسیک رها کنند.

افراد خلاق در زمینه‌های درک و حل مسئله خردمندانه عمل می‌کنند و دارای رفتار مناسب اجتماعی هستند. با میل به امور جدید می‌پردازند، به محرک‌های محیط پاسخ می‌دهند و آمادگی بارزی دارند تا چیزها را به ‌گونه‌ای کاملا متفاوت تصور کنند. آنها با ابتکار، خودانگیختگی و شهامت خود را به شکل دیگری متفاوت از دیگران بیان می‌کنند ودر ضمن این ذهنیت خلاق از کودکی در انها رشد و پرورش یافته و مورد اهمیت و توجه قرار گرفته است.

کودک خلاق

هر کودکی با توانایی خلاقیت به دنیا می‌آید. البته مدتی طول می‌کشد تا متوجه شوید فرزند شما کنجکاو است، هر چالشی را دوست دارد و مایل است دنیا را کشف کند چون اینها فقط و فقط برای شما اضطراب به همراه دارد. مثلا کشوی پر از وسایل را در اختیار او بگذارید یا به او اجازه دهید علفی را از باغچه در آورد یا ساعت شماطه‌دار را از هم باز کند. در واقع کودکان می‌خواهند بدانند جهان چگونه کار می‌کند. مثلا آیا می‌شود به جای ژل مو از کرم دست استفاده کرد.

حقیقت خلاقیت، همان تصمیم هایی است که دیگران از نزدیک شدن به آن نیز عاجزند و برخی به خاطر برخوردار بودن از یک ذهن شفاف و خالی از هر گونه وابستگی و آلودگی، از آن برخوردار می باشند

کودک خلاق یک کودک حسی است، مثلا او با سیم بازی می‌کند و می‌فهمد که آن دستش را می‌خراشد. از بازی با مواد لغزنده مانند چسب لذت می‌برد و اگر از بوی آن دچار حالت تهوع شود یاد می‌گیرد که بر آن غلبه کند. او با ماسه قلعه درست می‌کند و می‌گذارد ماسه گرم از میان انگشتانش روان شود. کودک خلاق کشف می‌کند از چه راه‌هایی می‌تواند به ابزار مختلف دسترسی پیدا کند تا از این طریق حواس خود را تقویت کند. مهم این است که بدانیم خلاقیت در همه انسان‌ها وجود دارد. البته گاهی مانند یک گنج پنهان باید آن را یافت، پرورش داد و تقویت کرد. این تقویت از طریق تکانه‌ها و تحریک‌های مناسب، ابزار و کارهای گروهی مفید، تأیید و جرأت بخشیدن به‌جا امکانپذیر است. کودکان نیاز دارند با حمایت بزرگ‌ترها و از طریق فضاهای مناسب خلاقیت خود را پرورش دهند.

چگونه می‌توانیم خلاقیت را تقویت و از آن حمایت کنیم؟

اول باید فضایی ایجاد کنید تا در آن خلاقیت فرزندتان به ظهور برسد. خلاقیت در محیط‌های آموزنده، با ایده‌های تازه و ابزاری که قابلیت تبدیل‌شدن و تغییر کردن داشته باشند رشد می‌کند.

مثلا اتاقی برای کودک در نظر بگیرید که بتواند اثاث را در آن جابه‌جا کند، جای کافی داشته باشد نه اینکه او با کوهی از اسباب بازی روبه‌رو شود.

کودک شما به کوسن، پتو و انواع پارچه نیاز دارد تا با آنها غار و سوراخ درست کند و همچنین مدادرنگی، ماژیک و کاغذ تا بتواند نقاشی بکشد. هر چه اسباب‌بازی کمتری در اختیار او باشد بهتر است. وقتی قرار باشد کودک میان 50 اسباب بازی یکی را انتخاب کند، گاهی آن‌قدر ناامید می‌شود که ترجیح می‌دهد جلوی تلویزیون بنشیند.

کودک خلاق

اسباب بازی‌هایی هم مناسب هستند که بتوان آنها را از شکلی به شکل دیگر تغییر داد و کودک را به سوی بازی خلاقانه سوق دهد. اسباب بازی کودک نباید حتما مخصوص بچه‌ها باشد. مثلا به او یک ماشین تایپ قدیمی برای نقاشی کردن بدهید و یا قطعه‌ای چوب و جعبه ابزار خود را در اختیارش بگذارید تا با آن کارکند. در این موارد معمولا برای به‌اصطلاح خطرات جای نگرانی نیست چون کودک شما قادر است یاد بگیرد با احتیاط با ابزار کار کند و در هر حال - با توجه به موضوع ایمنی - ابزار را متناسب با عملکرد آنها به کار گیرد. در انتخاب اسباب‌بازی به این ضرب‌المثل توجه کنید: احتیاج مادر ابتکار است.

کودک شما به اشیایی نیاز دارد که او را به فکر کردن وادارد، برای جست‌وجو به او انگیزه دهد و بتواند به‌طور خودکار با آنها آزمایش کند. در هر صورت کودکان سراغ چیزهایی می‌روند که در بازی به آنها نیاز دارند. آنها در همه حال مبتکرند تا اشیا را تغییر دهند و بدین‌وسیله یاد می‌گیرند فی‌البداهه عمل کنند. علاوه براین کودک شما به فضایی احتیاج دارد که نتیجه کارش را نه تنها در آنجا نگهداری کند بلکه آن را به نمایش هم بگذارد. باید از نتیجه کار او تقدیر شود و به بهترین نحو به جنبه‌های مثبت آن اشاره شود. خلاقیت درصورتی به فعلیت می‌رسد که برایش وقت کافی صرف کنیم.

 

[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 18:08 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(1) ]


راهکارهای افزایش ظرفیت (2)

 


در مقاله قبل به طور کلی به تعریف و توضیح افزایش ظرفیت پرداختیم. اما در این مقاله ، سخن از افزایش ظرفیت در حوزه روابط خانوادگی و قوم و خویشی است.

راه های افزایش ظرفیت

زندگی خانوادگی و پیوست به شبکه  ی  اقوام، شرایطی فراهم می کند که می توان با استفاده درست از آن شرایط، برای افزایش ظرفیت کمک گرفت و در فضاهای مطلوب آن به تمرین تحمل پرداخت.

در خانواده ای که با یک انتقاد دعوا درست می شود، مشکل اصلی کمبود ظرفیت و یاد نگرفتن مهارتهای ارتباطی است. مشاورین خانواده باید برای حل مشکلات این دسته از خانواده ها، تمرینهای لازم برای ارتقائ ظرفیت را به آنها بیاموزند.

 

مثلا باید بیاموزیم به سلیقه و رای مخالف هم بها بدهیم و نظر خودمان را هر چند بسیار ایده آل می دانیم به زور تحمیل نکنیم. باید بیاموزیم از محبت همسر سوء استفاده نکنیم. محبت زیاد دلیلی بر دخالتهای بیجا نیست. این مسئله بسیار مهمی است که اغلب جوانان هیچ توجهی به آن ندارند. اگر همسرمان عاشق ماست دلیل نمی شود به وظایفمان عمل نکنیم و مسئولیتهای خودمان را بر دوش او سوار کنیم یا با توقعات زیاد، وی را خسته کنیم. این بی ملاحظگی ها قطعا بعد از گذشت زمانی نه چندان طولانی خودش را نشان خواهد داد. واقعا کسی که از محبت دیگران سوء استفاده نمی کند انسان با ظرفیتی است.

 

خیلی از افراد قبل از ازدواج هیچگاه در شرایطی قرار نگرفتند که مجبور به تحمل رفتارهای مغایر با میلشان قرار گیرند. لذا خودساختگی اینها و ظرفیتشان خیلی کم است. این افراد بعضا سالهای اولیه زندگی را با اشتباهات زیادی پشت سر خواهند گذاشت تا ظرفیت و تجربه لازم برای تحمل چیزهای نامطلوب را به دست آورند و این یک ریسک خطرناک است. چرا که در خیلی موارد قبل از ایجاد یک نتیجه مطلوب کار به طلاق می کشد. اما در برخی موارد نیز که طرفین باهوش تر هستند، قبل از رسیدن به بن بست، ظرفیتهای اخلاقی به دست می آید.

 

ارتباطها را زنده نگه داریم

ارتباط های انسانی یکی از مهمترین عوامل موثر در تمرین تحمل و یادگیری مهارتهای اخلاقی است. تسلط بیشتری که افراد تحصیل کرده روی کلام و رفتار خود (هرچند ممکن است ظاهری باشد) دارند،نه به جهت چیزهایی است که یاد گرفته اند بلکه بیشتر به جهت روابط انسانی است که تجربه کرده اند. یک دانشجو در رابطه با استاد برخی از احساسات و مهارت هایش، و در رابطه با همکلاسی و دوست، برخی دیگر از احساسات و مهارتهای اجتماعی اش را رشد خواهد داد. بنابراین افزایش روابط انسانی و توجه دقیق به رفع مشکلات آن ،بسیار سازنده و اخلاقی است. در این میان ارتباطهای قوم و خویشی مهمتر بوده و امتیاز بیشتری به دست می دهد. زیرا شناخت و آبروداری در این روابط ، دو عامل اساسی در کنترل رفتار ما خواهد بود. ما در روابط با غریبه ها می توانیم بر عکس آنچه هستیم خودمان را نشان دهیم اما در روابط با اقوام باید خودمان باشیم و مجبوریم عیبهایمان را اصلاح کنیم نه پنهان.

 

کسی که صله رحم را رعایت می کند و اهل معاشرت است، قطعا ظرفیت اخلاقی اش رشد خواهد کرد. چرا که در همین معاشرتها باید انتقادها، برخوردهای نامطلوب، و رفتارهای مغایر با میلش را تحمل کند. مگر اینکه روابطش را با هر که نمی پسندد، قطع کند. قطع روابط و قهر همیشه شیوه ی افراد ضعیف است. در صورتی که اگر حوصله کنند و از قهر و قطع روابط پرهیز نموده و با درستکاری ادامه دهند، به تدریج رفتارهای بزرگوارانه را خواهند آموخت.

ارتباط های انسانی یکی از مهمترین عوامل موثر در تمرین تحمل و یادگیری مهارتهای اخلاقی است. تسلط بیشتری که افراد تحصیل کرده روی کلام و رفتار خود (هرچند ممکن است ظاهری باشد) دارند،نه به جهت چیزهایی است که یاد گرفته اند بلکه بیشتر به جهت روابط انسانی است که تجربه کرده اند.

روابط با خانواده همسر

حسن روابط با خانواده همسر از امتیاز بیشتری در زمینه اخلاق برخوردار است. چرا که نحوه معاشرت با اقوام خود فرد، از قدیم توسط والدین و اطرافیان ،شکل گرفته و شخص خودش چندان نقشی در کیفیت آن نداشته است. اما چگونگی معاشرت با اقوام همسر کاملا بستگی به خلقیات و مهارتهای ارتباطی خود فرد دارد. لذا حفظ تعادل و حسن معاشرت در این روابط، نشان دهنده ی تواناییهای اخلاقی افراد است. مخصوصا که در بسیاری از موارد حساسیت های موجود این معاشرتها را مشکل تر می کند. لذا فرار نکردن و یاد گرفتن تعادل در روابط در این عرصه واقعا سازنده است.

 

 

[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 18:07 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]

 

 


زندگی زناشویی، تشکلی است که بر پایه محبت، بنا نهاده شده و این امر، نقشی حیاتی را در آن بازی می کند؛ عنصری که خداوند متعال از آن به عنوان نشانه ای از خود نام برده است.

محبت بین همسران

علاقه مندی زن و شوهر هدیه ایست که در اول راه بخشی از آن را خداوند عطا می کند ،ولی باید آن را چون نهالی دانست که لازم است تمام تمهیدات را به کار بست تا این نهال سست و شکننده، حفظ و بارور شود و به درختی تناور تبدیل گردد و ریشه آن در اعماق جان زن و مرد نفوذ کند. چنین رابطه رضایت بخشی به خودی خود حاصل نمی ‌شود، بلکه لازم است افراد آن را ایجاد نمایند. لذا زن و شوهر باید به دنبال عواملی باشند که ضامن ایجاد و حفظ محبت در روابط آنان باشد.

در ادامه به بیان برخی از این عوامل می پردازیم:

احترام متقابل

زن و شوهر باید به یکدیگر احترام بگذارند. پیامبر اکرم ( ص ) می فرماید:

 کسی که همسر اختیار می کند باید او را احترام کند. [1]

امام صادق ( ع ) می فرماید:

زن سعادتمند آن زنی است که شوهر خود را اکرام و احترام کرده، اذیتش نکند و او را در همه حال اطاعت نماید.[2]

 

زن و شوهر باید مۆدبانه با هم سخن بگویند و از سخنان زشت و رکیک اجتناب نمایند. صحبت مۆدبانه، سلام کردن به یکدیگر، و استقبال یا بدرقه همسر، از مصادیق احترام گذاشتن همسران به یکدیگر است.

ابراز محبت

محبت کردن زن و شوهر به یکدیگر، جلوی ایجاد کدورت میان آنان را می گیرد و صمیمیت فیمابین را صد چندان می‌کند. لذا فضای خانه باید مملو از ابراز محبت های کلامی و غیر کلامی زن و شوهر به یکدیگر باشد. رسول خدا(ص) فرمودند:

این گفته مرد به همسرش که « دوستت دارم » هرگز از قلب او خارج نمی‌شود. [3]

راه دیگر محبت زن و شوهر به یکدیگر، هدیه دادن است. علی ( ع ) فرمودند:

هدیه دادن باعث جلب دوستی و محبت افراد نسبت به یکدیگر می شود. [4]

مشورت و تبادل نظر

مشورت کردن، انسان را از تصمیم گیری اشتباه باز داشته و به طریق صواب هدایت می کند. پیامبر اکرم ( ص ) فرمودند:

هیچ کس نیست که با دیگری مشورت کند مگر این که به راه درست و مطلوب هدایت می شود. [5]

در خانواده که کانون انس و الفت است و براساس محبت بنا نهاده شده است، زن و شوهر باید از خطاها و بدی های یکدیگر گذشت کنند و آنها را نادیده بگیرند. تنها در این صورت است که می توانند در فضایی صمیمی و آکنده از محبت زندگی کنند

 

به علاوه، فرد مشورت کننده به طور غیر مستقیم، شخصیت طرف مقابل را تأیید می کند و عملاً به او می فهماند که تو مورد اعتماد من هستی. عقل حکم می کند که زن و شوهر برای حفظ صمیمیت میان خودشان، در کارها با یکدیگر مشورت کنند. تصمیم گیری های یک جانبه از طرف مرد یا زن، بدون مشورت با همسر، به یگانگی آن دو لطمه می زند ؛ زیرا طرف مقابل احساس پوچی کرده، این گونه برداشت می کند که در اداره خانه جایگاهی ندارد ؛ بدیهی است این احساس او را وادار می کند که به سمت بی مهری و انزوا کشیده شود و از همسرش فاصله بگیرد.

اهمیت دادن به نظر و خواسته همسر و مقدم ساختن آن بر نظر و خواسته خود

از نشانه ها و نیز عوامل افزایش صمیمیت آن است که زن و شوهر برای خواسته ها و تمایلات همسر، بیشتر از خواسته و میل خود ارزش قائلند و سعی می کنند تا حد امکان، خواسته همسر را جامعه عمل بپوشانند. مثلاً اگر زن دوست دارد برای تفریح به پارک بروند اما می داند که شوهرش دوست دارد به خانه والدینش بروند، از خواسته خود حرفی نمی‌زند و مطابق با خواسته شوهر عمل می کند. یا اگر مرد فلان غذا را دوست دارد، اما می داند همسرش از غذای دیگری خوشش می آید، غذای مورد علاقه خود را مطرح نمی‌کند و از همسرش می خواهد که آن غذای دلخواه خود را آماده نماید.

پیامبر اکرم ( ص ) فرمودند:

مومن طبق میل و خواسته اهل و عیالش غذا می خورد، و منافق، اهل و عیالش طبق میل و خواسته او غذا می خورند. [6]

گذشت از خطاهای همسر

کینه توزی و لجاجت، ویژه روح های حقیر و همت های پایین است. برعکس، آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش در می گذرند. عفو و گذشت و چشم پوشی و نادیده گرفتن لغزش های دیگران، دانه های جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار، و با محبت نگاه می دارد.

علی( ع ) فرمودند: عذر دیگران را بپذیر ( و از خطای آنان در گذر ) تا از برادری آنان بهره مند گردی[7]

در خانواده که کانون انس و الفت است و براساس محبت بنا نهاده شده است، زن و شوهر باید از خطاها و بدی های یکدیگر گذشت کنند و آنها را نادیده بگیرند. تنها در این صورت است که می توانند در فضایی صمیمی و آکنده از محبت زندگی کنند.

محبت میان همسران

 

مدارا کردن

مدارا کردن به این معنی است که ما در زندگی جمعی، برخی رفتارهای نابجای دیگران را تحمل کنیم و از آنها چشم بپوشیم، برای مثال، اگر اخلاق یا رفتار همسر ایرادی دارد که باعث آزار ما می شود، آن را تحمل کنیم، اگر تلاش ما برای برطرف کردن آن عیب به جایی نرسید، همسرمان را با همان عیب بپذیریم و با آن کنار بیاییم. پذیرش همسر آن گونه که هست، با همه عیب ها و ایرادهایش، دوستی و محبت طرف مقابل را بر می انگیزد و فضای خانه را پر از صمیمیت می سازد.

امام علی ( ع ) در توصیه به فرزند خود، محمد بن حنفیه، درباره مدارا با همسر می فرماید: همانا زن، گلی خوش بوست نه یک قهرمان ؛ به همین دلیل، در همه حال با او مدارا نما و با او نیکو مصاحبت کن تا زندگی ات همراه با خوشی باشد. [8]

احترام گذاشتن به بستگان همسر

انسان ها به طور طبیعی به بستگان خود، بخصوص والدین شان، علاقه دارند. از خوشحال بودن آنها، خوشحال و از ناراحت بودن آنها، غمگین می شوند. کسی را که به آنها نیکی کند، دوست می دارند، و از کسی که به آنها بدی کند، بیزار می گردند.

با توجه به این مطلب در می یابیم که احترام گذاشتن به والدین همسر و برخورد نیک با آنها تا چه حد در جلب محبت همسر و افزایش صمیمیت میان آنها مۆثر است.

هر یک از زن و شوهر باید با والدین، بلکه سایر خویشاوندان همسر، معاشرت و روابط حسنه داشته باشند و به آنها احترام کنند، با زبان خوش و مهربانی سعی کنند محبت آنها را جلب کنند، با نیکی و اظهار محبت دلشان را به دست آورند، در کارها با آنها مشورت نمایند، مشکلات زندگی خود را در میان نهاده و از فکر آنها استفاده کنند و به پیشنهادها و راهنمایی های مفیدشان گوش دهند. این کارها علاوه بر ایجاد محبوبیت برای آنها در میان خانواده ی همسر، صمیمیت موجود میان آنها را نیز افزایش می دهد.

گفتگوی صمیمانه

منظور از گفتگوی صمیمانه، در میان گذاشتن مکنونات قلبی خود، اعم از احساسات، رۆیاها، خواسته ها، نگرانی ها، و شادی هاست. گفتگوی صمیمانه، با وجود سه شرط محقق می شود:

* علاقه به گفتن و شنیدن. اشخاص باید به واقع مطمئن باشند که شما به شنیدن حرف های آنها علاقمند هستید. اگر علاقه ای به شنیدن حرف های طرف مقابل نداشته باشید نیازی به این نیست که آن را صریحاً بگویید. این امر خیلی زود مشخص می شود. به حرف هایی که می شنوید توجه نمی کنید، تماس چشمی تان قطع می شود، بی قرار می شوید و طرف مقابل این را به خوبی احساس می کند.

کسی احساس درون خود را با دیگران در میان می گذارد که به دوستی و مهر و محبت آنها اطمینان داشته باشد. اگر زن یا شوهر از محبت همسر نسبت به خود مطمئن نباشد، گفتگوی صمیمانه میان آنها رخ نخواهد داد

 

*

اطمینان از محبت. کسی احساس درون خود را با دیگران در میان می گذارد که به دوستی و مهر و محبت آنها اطمینان داشته باشد. اگر زن یا شوهر از محبت همسر نسبت به خود مطمئن نباشد، گفتگوی صمیمانه میان آنها رخ نخواهد داد.

* مشارکت در گفتگو. زن و شوهری که به هم علاقه دارند در فرایند گفتگوی صمیمانه مشارکت می کنند. رو به روی هم می نشینند، با هم تماس چشمی بر قرار می کنند، سۆالات خود را مطرح می سازند و به سخنان یکدیگر، به دقت گوش می دهند، در مقام حمایت از یکدیگر حرف می زنند و از قضاوت کردن و سرزنش نمودن خودداری می‌نمایند.

 

پی نوشت ها:

[1] مستدرک الوسایل ، ج 14 ، ص 250

[2] بحار الانوار ، ج 100 ، ص 253.

[3] کافی ، ج 5 ، ص 569 .

[4] شرح غرر الحکم ، ج 1 ، ص 83 ، ح 316.

[5] میزان الحکمة ، ج 5 ، ص 211.

[6] کافی ، ج 4 ، ص 12.

[7] کافی ، ج 2 ، ص 215 ، ح 2420

[8] من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 556

 

[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 18:06 ] [ rnaderi1391 ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...1314151617...24صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

***به وبلاگ من خوش آمدید*** با سلام وعرض ارادت سعی بر این است که در این وبلاگ در حد امکان فعالیتهای مرتبط با علم مشاوره .مقالات و پژوهشهای علمی و احادیث و سخنان مذهبی و...را به اطلاع بازدید کنندگان محترم برسانم.باعث خرسندی است اگر اینجانب را با پیشنهادات و انتقادات سازنده از محتوای مطالب این وبلاگ یاری فرمائید. roya.naderii @ gmail.com
نويسندگان
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران