|
*مشاوره همراز*
*در این وبلاگ با مقالات مشاوره ای . روانشناسی ومذهبی و ...آشنا می شوید*
|
مقاومت اسلامی در برابر تحریم های اقتصادی به طور اساسی، استقامت و پایداری در برابر دشمنان در دین و آیین ما نیز جایگاه ویژه ای دارد. به عنوان مثال، خداوند متعال در آیه 30 سوره فُصّلت می فرماید: «به یقین کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.» از این منظر، مقاومت در راه خدا و نترسیدن از مشکلات و توطئه های دشمنان، رمز موفّقیّت در هر عرصه ای است. این که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) حکیمانه و هوشیارانه در این مقطع، چنین بیان و انتظاری از همهی ما دارند، به این معناست که ما باید در این شرایط که دشمنان همه گونه فشار و تحریمی را علیه ما به کار می گیرند، اقتصادی متناسب با این وضع داشته باشیم که از آن به "اقتصاد مقاومتی" تعبیر می شود.
اقتصاد مقاومتی؛ رمز عزّت ملّی در واقع، اقتصاد مقاومتی یک نظام اقتصادی است که هماهنگ با سیاست های کلان کشور و برای مقاومت در برابر اقدامات تخریبی دشمنان شکل می گیرد تا بتوانند در برابر ضربات اقتصادی و به ویژه تحریم ها ایستادگی کند و کشور را بر ریل توسعه و پیشرفت کماکان پیش ببرد. نکتهی بسیار مهمّی که وجود دارد، این است که در این عرصه هر کدام از افراد ملّت ما، چه به عنوان یک ایرانی و چه به عنوان یک مسئول در هر رده و پستی، مسئولیّتی دارد که باید به خوبی از عهده آن برآید. به عبارت دیگر، هیچ کس نباید بگوید که اقتصاد مقاومتی ربطی به من ندارد، زیرا بی توجّهی و کوتاهی دراین باره باعث ضربه خوردن کشور و نظام اسلامی می شود. بی شک، در این میان، دانش آموزان، به عنوان یک جمعیّت حدود هفده میلیون نفری، نقش بسیار مهمّی در شکل گیری اقتصاد مقاومتی و لبّیک به ندای رهبری عزیز انقلاب دارند. در ادامه مطلب به چند نکتهی مهم دربارهی وظیفه و رسالت آنها اشاره می شود. پرهیز از اسراف و لزوم توجه به صرفه جویی یکی از مسائلی که باعث می شود کشور ما در این شرایط بتواند تحریم ها را به خوبی پشت سر بگذارد و در عرصهی اقتصاد مقاومتی موفّق باشد، توجه به اصل مقابله با اسراف و درست مصرف کردن است که ما آن را "صرفه جویی" می نامیم. دوم شهریور ماه امسال، مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، بر همین مسأله تأکید کردند و فرمودند: "باید فرهنگ سازی کنید. ما یک ملّت مسلمان ِ علاقه مند به مفاهیم اسلامی هستیم؛ این قدر در اسلام اسراف منع شده و ما متأسّفانه در زندگیمان اهل اسرافیم". بدیهی است که صرفه جویی و مقابله با اسراف به هیچ وجه معنایش مصرف نکردن و سختی کشیدن نیست، بلکه صرفه جویی در یک کلام به این معنا و مفهوم است که از نعمت های خدا درست استفاده کنیم و از مصرف کردن بی رویه به شدّت بپرهیزیم. برای کمک به اقتصاد ملّی درست مصرف کنیم یکی از کارهای خوب دانش آموزان در این راستا، درست مصرف کردن دفتر و کتاب است. این گونه، هم کتاب ها ماندگاری بیشتری دارند و هم این که کاغذ کمتری در کشور مصرف می شود و نیاز نیست کشورِ ما هزینهی زیادی بگذارد تا کاغذ از خارج کشور وارد کند. صرفه جویی در خوراک و پوشاک و مصرف آب و برق و گاز و استفادهی مناسب و به موقع از لوازم خانگی مانند تلویزیون، کولر، بخاری و یخچال از جمله این راهکارهاست که البته می شود ده ها مورد دیگر را نیز به آن افزود. تولید کالای داخلی؛ محور اقتصاد مقاومتی در شرایطی که کشورهای غربی ما را تحریم کرده اند، ما با مصرف کالای داخلی و نخریدن کالاهای آنها، می توانیم هم به اقتصاد خانوادهی خود کمک کنیم و هم این که تودهنیِ بزرگی به دشمنانمان بزنیم که نمی خواهند ایران و ایرانی را سربلند و مستقل و آباد ببینند. هر دانشآموز اگر بکوشد نوع داخلیِ کالای مورد نیاز خود را بخرد و خانواده و دوستان خود را نیز به این امر تشویق کند، بی شک گام بسیار مهمّی در راستای حمایت از تولید ملی، برداشته است؛ که اتّفاقا شعار امسال هم هست و رهبر فرزانهمان بر آن تأکید خاصّی دارند، فقط کالای ایرانی مهم این است که هریک از ما از خود شروع کنیم؛ برای مثال، شمایی که این مطالب را می خوانید، در قدم اول از خریدن لوازم التحریر و کیف و کفش خارجی به شدّت بپرهیزید و از جنس ایرانی آن استفاده کنید. این راهم بدانیم که با مصرف کالای ایرانی، باعث رونق تولید ملّی شده ایم و به ایجاد شغل برای هم وطنانمان کمک کرده ایم، یعنی در حدّ خود با مشکل بیکاری که امروز بسیاری از خانواده ها را دچار دغدغه و نگرانی کرده، مقابله کرده ایم. این کار هم یک همّت و جهادِ ملّی است و هم ثواب الهی دارد و به طور قطع ما در برابر خداوند متعال اَجر خواهیم داشت. آینده سازانی که اقتصاد مقاومتی را می سازند این که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بارها فرموده اند دانش آموزان آینده سازان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند، بسیار پر معناست، زیرا به راستی همین دانش آموزان هستند که چند سال دیگر پس از تحصیلات خود وارد بازار کار و تلاش و مدیریت کشور می شوند و آیندهی ایران اسلامی را می سازند. خوب درس خواندن قدم اول است حالا که این طور است، خوب درس خواندن و یاد گرفتن مهارت های کاری در کنار تحصیل، یک امر ضروری برای هر دانش آموزی است که می خواهد با علم آموزی و توجه به اخلاق و معنویت، خود را برای خدمت بهتر به کشور آماده کند. نکتهی دیگر این است که به طور اساسی اقتصاد مقاومتی ماهیتی مردمی دارد؛ یعنی مردم در آن نقش تعیین کننده و حیاتی دارند. از این لحاظ لازم است که دانش آموزان با تقویت روحیهی خودباوری، تلاش و جدیت و نیز چاشنیِ خلاقیت، نقش کلیدی خود را در اقتصاد مقاومتی بردارند و بدانند که چشم امید ملّت و رهبر به آن ها دوخته شده است. نقش کلیدی نظام آموزش و پرورش در این باره البته نقش آموزش و پرورش نیز بسیار مهم است، زیرا با ارائهی متونی صحیح و اسلامی به دانش آموزان و ارائهی راهکارهای مناسب تربیت، برای خدمت به کشور و تلاش برای ساختن اقتصاد ملّی و اسلامی به دانش آموزان شوق و انگیزهی لازم را خواهد داد و از سویی، همین فرزندان محصّلِ ایران زمین هستند که با تلاش خود، آیندهی روشن و پر امیدی را برای کشور سرافراز و پهناورمان رقم خواهند زد. به عبارت دیگر، نظام تعلیم و تربیت و آموزشی کشور ما باید کودکان، نوجوانان و جوانان ما را متناسب با شرایط و نیازهای امروز تربیت کند، یعنی از کودکی آنان را خلّاق، جهادگر و سخت کوش بار بیاورد. به طور قطع، چنین فرزندانی با این تعلیم و تربیت، سازندگان اقتصاد اسلامی کشور خواهند شد. إن شاء الله! [ دوشنبه 02 دی 1392 ] [ 18:10 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
از چه سنی؟ چقدر باید به آنها بدهید؟ هر چند وقت یکبار؟ بهصورت روزانه، هفتگی یا ماهانه؟ در چه راهی مصرف شود؟ چگونه مخارج آنها را کنترل کنیم؟ آیا در زندگی کودک مهم است که بتواند مبلغ مشخصی پول در اختیار داشته باشد؟ در اینجا سؤالات مطرح شده توسط تعداد زیادی از والدینی که در دادن پول تو جیبی به فرزندانشان مردد هستند را با شما در میان میگذاریم.
دریافت پول توجیبی مرحله مهمی در زندگی کودک است. این مرحله برای او شروع یک استقلال بهخصوص است. به عبارتی، او دیگر مجبور نخواهد بود از شما چیزی بخواهد و بلاتکلیف نخواهد بود تا هر وقت دلتان خواست برایش چیزی بخرید. ما پدر و مادران باید به سراغ ارزشهایمان و آن ارزشهایی که میخواهیم به فرزندانمان انتقال دهیم برویم. به همین دلیل، باید علتهایی که ما را بر آن میدارد تا به این پرسش پاسخ مثبت یا منفی دهیم، مورد بررسی قرار دهیم. آیا برای پرداخت پول تو جیبی توانایی مالی داریم؟ آیا بهدلیل آنکه از دست غرزدنهای فرزندانمان(بچههای دیگر پول تو جیبی میگیرند!) خسته شدهایم، مایلیم به آنها پول تو جیبی بدهیم؟ - با این عمل میتوانید اهمیت و ارزش پول، مفهوم صرفه جویی، اهمیت کار کردن، همیاری، لذت بردن و مدیریت دخل و خرج را به فرزندتان القا کنید. چنانچه این مفاهیم از نظرتان مهم باشند، دادن پول تو جیبی به فرزندانتان، روشی برای افزایش این مهارتها به شمار میرود. - او را برای دنیایی که در انتظار اوست آماده میکند. از چه سنی و چه مقدار به او پول دهیم؟ کودک باید دست کم، شمردن را بلد باشد والا چگونه میتواند بفهمد که مثلا اگر از 20 تومان، 15 تومان خرج کند، تنها برایش5 تومان باقی میماند. بنا به تحقیقی که خلاصهای از آن در زیر آمده است، از هر دو کودک بهطور متوسط یک کودک پول تو جیبی دریافت کرده است و با افزایش سن کودک، درصد پول تو جیبی نیز افزایش مییابد. درحالیکه تنها 11درصد بچههای بین 2 تا 4 سال پول تو جیبی گرفتهاند در عوض، در سنین بین 15 و 17 سال، 75درصد آنان پول دریافت کردهاند. درصد کودکانی که پول تو جیبی دریافت میکنند: بین 2تا4 سال:11درصد بهطور متوسط 27/4 یورو دریافت میکنند. هرچه بچهها کوچکتر باشند، والدین بیشتر ترجیح میدهند به جای آنکه بهطور منظم مثلا بهصورت ماهانه به آنها پول بدهند، بهصورت خرد خرد به آنها پول دهند. بیشک از این طریق بهتر میتوانند ببیند پول در چه راهی مصرف میشود. با اینحال، هر چه کودک بزرگتر شود، این مسئله نظم بیشتری بهخود میگیرد. به عبارتی دیگر، بهصورت هفتگی یا ماهانه به او پول تو جیبی میدهیم. جالب است بدانید که دخترها از نظر سنی کمی زودتر از پسرها پول تو جیبی میگرفتند اما بعد از 18 سالگی، پسرها مبلغ بیشتری در اختیار داشتند. چگونه فرزندانمان پول تو جیبی خود را خرج کنند؟ الزاما خوشایند نیست که بخواهیم مستبدانه مخارج فرزندانمان را اداره کنیم. آنها باید خودشان تجربه کنند. حتی اگر روز اول همه پولهایشان را صرف چیزهای به درد نخور کنند، خودشان افسوس خواهند خورد اما این عمل سازنده است. باید بچهها را آزاد بگذاریم تا هر کاری که میخواهند با پول تو جیبیشان بکنند؛ از طرفی هیچچیز مانع نمیشود که والدین به آنها یاد دهند پساندازشان را خرج کنند، به آنان بیاموزند چگونه قدر چیزها را بدانند، جلوی خود را بگیرند و خریدی را به تعویق اندازند و میزان دخل و خرجشان را رعایت کنند. چند توصیه 1.منتظر بمانید تا فرزندتان به پختگی لازم برسد. اگر شمردن بلد نباشد، دادن پول توجیبی به او هیچ فایدهای ندارد. چون قادر نیست به هنگام پول گرفتن و یا خرید کردن، جمع و تفریق کند. 2. از همان ابتدا همه چیز را مشخص کنید. شما متعهد میشوید که هر هفته و یا هرماه به او پول بپردازید اما در عوض از اینکه از او بخواهید پولش را در راه درست مصرف کند نهراسید. میتوانید بپذیرید که گاه فرزندتان چیزهای به درد نخور و یا چیزهای بیخودی که همه نوجوانان عاشقش هستند را خریداری کند، درصورتیکه او هم تلاش کند برای خرید چیزهای مفیدتر پول کنار بگذارد. روی هم رفته، چنانچه بخواهد مدام پولش را هدر دهد و یا چیزهای خطرناکی چون سیگار، چاقوی جیبی و الکل بخرد مخالفت کنید و پول تو جیبیاش را به تعویق اندازید. از این به بعد است که او باید بفهمد که اجازه ندارد هر کاری که بخواهد با پولش انجام دهد. در عوض، چنانچه نظر شما را در این مورد بخواهد، تنها راه برای نشان دادن راه و چاه به او و اینکه یاد بگیرد پولش را بهتر خرج کند، این است که نسبت به انتخابهایش با او مدارا کنید. 3. در ازای کمک کردن در کارهای خانه و یا کسب نمرات بالا در کلاس و امتحانات از پولدادن به او خودداری کنید. او باید یاد بگیرد که برای خودش کار میکند نه برای پول. همچنین پول نباید به وسیلهای برای تهدید و خط و نشان کشیدن بین شما و فرزندتان تبدیل شود؛«اگر اتاقت را مرتب نکنی، پول تو جیبیات را قطع میکنم.» 4.هدف از دادن پول تو جیبی به فرزندان قبل از هر چیز آن است که به او مدیریت دخل وخرج و اهمیت و ارزش چیزها را بیاموزید. چنانچه فرزندتان زودتر از موعد مقرر پول تو جیبیاش را خرج کند و بخواهد جلوتر آنرا از شما بگیرد، (مطمئنا یک روز اینکار را انجام خواهد داد)، ابتدا به او نرمش نشان دهید، به او کمک کنید تا متوجه اشتباهش شود اما عادت نکنید همیشه او را از بحران مالی نجات دهید. در این صورت پول تو جیبی جنبه آموزشی خود را از دست میدهد. 5.همچنین به او نگویید با پولش چه کار کند، بگذارید خودش تجربه کند و هر چه که میخواهد بخرد، حتی چیزهای بیفایده، بهخصوص آنکه پول نباید منشأ درگیری میان شما و فرزندتان شود. باید قوانین مشخصی در مورد آن برقرار کنید. 6.از مداخله کردن در خریدهایش و تهدید و خط ونشان کشیدن سر پول خودداری کنید. 7.بنا به سنش به او پول تولجیبی بدهید و با افزایش سن، به مبلغ پرداختی بیفزایید. 8.بنا به نیازهای واقعیاش به او پول دهید. در حقیقت پول زیاد به هیچ دردی نمیخورد. با این عمل شانس تجربه کردن خواستن و انتظار چیزی که در حسرت آن به سر میبرد را از او میگیرید. 9.در مورد پول آزادانه صحبت کنید، بهخصوص آنکه صحبت از پول نباید موضوع ممنوعی باشد. مثلا چنانچه میخواهد پول تو جیبیاش زیاد شود، باید در مورد نیازهایش با او گفتوگو کنید.
ترجمه سپیده حسینعلی عراقی [ دوشنبه 02 دی 1392 ] [ 18:07 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
سال هایی که کودک در مدرسه ی ابتدایی می گذراند، از نظر تغذیه دوره مهمی است، زیرا رشد کودک در این سنین ادامه دارد، اگرچه سرعت رشد او کمتر از سال های اول زندگی است، ولی باید توجه داشت که هر مرحله از رشد، وابسته به مرحله قبل بوده و مرحله بعد را تحت تاثیر قرار میدهد.
اصولا دانشآموزان به 3 وعده غذایی اصلی و 2 میان وعده در طول روز نیاز دارند و باید از تمامی گروههای غذایی شامل شیر و لبنیات، گوشت و حبوبات، سبزیجات، میوهجات و گروه نان و غلات مصرف کنند و تعادل و تنوع غذایی در این سنین مهم است. وعده ی صبحانه، نقش بسیار موثری در سلامت جسمی و فکری دانشآموزان دارد. به دنبال نخوردن غذا در طی خواب شب، اگر دانشآموز صبحانه نخورد، به دلیل پایین افتادن قند خون ، توانایی و شرایط لازم را برای یادگیری مطالب در مدرسه نخواهد داشت. دانشآموزانی که صبحانه نمیخورند، کمدقت، خسته و بیحوصلهاند و نمیتوانند کمبود انرژی، ویتامینها و املاح معدنی را با خوردن وعدههای غذایی دیگر جبران کنند. بنابراین مادران باید هر روز صبح، صبحانه کودک خود را قبل از اینکه به مدرسه برود، آماده کنند. تهیه میانوعدههای مناسب و مغذی نیز بسیار اهمیت دارد، زیرا ساعات نزدیک ظهر، کودک ممکن است گرسنه شود و این گرسنگی، نشستن سر کلاس را برای او غیر قابل تحمل میکند. تمام این موارد، ضرورت توجه به تغذیه صحیح دانش آموزان در مدارس را بیش از پیش آشکار میسازد. بوفه مدرسه مهم است خصوصیات بوفه استاندارد چیست؟ خوراکیهایی که در آن عرضه میشوند، باید چه ویژگیهایی داشته باشند؟ اینها سئوالاتی است که شاید هیچیک از والدین به فکر آن نباشند. بوفه قسمتی از تشکیلات یک مدرسه است، پس نظارت مدیر مدرسه روی این بخش ضروری است. همچنین وزارت بهداشت با فرستادن ماموران بهداشت به مدارس میتواند از بسیاری از بیماریهایی که ممکن است از طریق مواد غذایی ناسالم به دانشآموزان سرایت کند، جلوگیری به عمل آورد. غذاهای مضر
بهتر است در منزل،شکلات و شیرینی نگه ندارید تا به این ترتیب، دسترسی دائمی کودکان به این نوع مواد کاهش یابد. از دادن شکلات و شیرینی به عنوان جایزه یا تغذیه به کودکان خودداری کنید. مصرف بیرویه تنقلات کمارزش، یکی دیگر از مشکلات دانشآموزان است. متاسفانه برخی تنقلات تجارتی مانند انواع پفک و چیپس بهطور بیرویه از سوی کودکان و دانشآموزان مصرف میشوند. نتایج بررسی کشوری سال 1377 از سوی دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت نشان داده است، حدود 50 درصد کودکان 6 تا 12 ماهه و حدود 90 درصد کودکان 1 تا 2 ساله هر روز پفک مصرف میکنند. مصرف پفک به خصوص قبل از وعدههای غذایی به دلیل ایجاد سیری کاذب، کودکان را از خوردن غذاهای اصلی که باید مواد مغذی مورد نیاز رشد کودک تامین کنند، باز میدارد. از سوی دیگر نمک، ذائقه کودک را به خوردن غذاهای شور عادت میدهد. متخصصان تغذیه همواره به والدین توصیه میکنند که کودکان را به مصرف تنقلات سنتی مثل نخودچی و کشمش، گردو، بادام، پسته، گندم برشته، برنجک، عدس برشته شده، توت خشک، انجیر خشک و برگهها تشویق کنند و سر سفره به جای نوشابه، برای افراد خانواده از دوغ استفاده کنند. مواد غذایی لازم
هویج، منبع ارزانی از ویتامین A است و والدین میتوانند از آن در برنامه غذایی روزانه کودکشان استفاده کنند. بهترین نوع آهن قابل جذب در غذاهای حیوانی مثل گوشت، مرغ و جگر است. دریافت مقادیر کافی کلسیم از طریق برنامه غذایی روزانه در سنین مدرسه و بلوغ برای حفظ تراکم طبیعی استخوانها و جلوگیری از پوکی استخوان در بزرگسالی حائز اهمیت است. بستنی و شیر پاستوریزه، منبع خوبی از کلسیم هستند و مصرف آنها در میانوعده کودکان در تامین بخشی از کلسیم مورد نیاز کودکان موثر است.
نان و پنیر، میانوعده مناسب دیگری برای تامین کلسیم است که همراه سبزی، گوجهفرنگی، خیار یا گردو، یک میانوعده سالم و مغذی برای دانشآموزان به شمار میرود. اول خانواده آیا دانشآموزان باید تنها از طریق مدرسه، تغذیه و خوراکی های خود را تهیه کنند یا حتما باید خوراکیهای خاصی از خانه با خود به مدرس ببرند؟ آیا بوفهی مدرسه، مناسبترین تغذیه را در اختیار بچهها قرار میدهد؟ آیا تمام خوراکیهای خانگی، خوب و مغذی هستند؟ با دورهگردهای خیابانی چه باید کرد؟ تغذیه دانشآموز از هر جا که تهیه شود، نوع و کیفیت آن مهم است. این کیفیت تنها مربوط به مدرسه نیست. تغذیه چه در خانه، چه در مدرسه و چه در راه مدرسه باید مورد توجه قرار گیرد و این مساله تنها از طریق آموزش صحیح به خانوادهها امکانپذیر است. توجه به تغذیه فرزندان از مهمترین وظایف والدین است، زیرا فرهنگ و عادات غذایی در خانه شکل میگیرد و در مدرسه تثبیت میشود. نمیتوان کودکان را از خرید مواد خوراکی در راه مدرسه منع کرد، ولی میتوان آنها را متقاعد کرد تا از مصرف مواد مضر برای بدنشان خودداری کنند که این امر میتواند با عرضه ی غذاهای مناسب بر سر سفره در خانه آغاز شود و در مدرسه ادامه یابد. منبع اصلی : سایت پزشکان بدون مرز [ دوشنبه 02 دی 1392 ] [ 18:04 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(1)
]
[ دوشنبه 18 آذر 1392 ] [ 21:18 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
چند راهی كه هم برای تقویت حافظه بسیار مفید بوده و هم لذت بخش میباشند.
1-تا میتوانید پازل و جدول حل كنید. 2-اگر راست دست هستید از دست چپ خود بیشتر استفاده كنید. مثلا هنگام مسواك زدن، استفاده از چاقو و یا كار با ماوس كامپیوتر از دست چپ خود كمك بگیرید. 3-حواس شش گانهی خود را تقویت كنید. هر از گاهی حین خوردن و یا بوئیدن میوه یا غذایی چشمان خود را ببندید. هنگام گوش دادن به اخبار صدای آن را تا میتوانید كم كنید. 4-همیشه بین موضوعهای كاملا متفاوت یك ویژگی مشترك پیدا كنید یا آنها را به گونهای به هم ربط دهید 5-برای یك شی استفادههای نامتعارف پیدا كنید! آیا میتوانید برای یك ناخن 100 استفادهی متفاوت نام ببرید؟ 6-خلاقیت را بیاموزید.كارها و بازیهای خلاقانه زیاد انجام دهید. انجام بازیهای جمعی مانند پانتومیم حتما پیشنهاد میشود. 7-عمیق نفس بكشید! یادگیری طریقهی درست نفس كشیدن خیلی مهم است زیرا با تنفس نامناسب اكسیژن كافی به مغز نخواهد رسید. 8-هیچ وقت تا حد اشباع غذا نخورید! سعی كنید خود را همیشه مقداری گرسنه نگه دارید. 9-وزش كنید! وزرش كردن از عوامل مهم تقویت حافظه میباشد. 10-در اینترنت زیاد جستجو كنید! حتی اگر موضوع خاصی در ذهن ندارید بازهم زمانی از روز را به جستجو در اینترنت بپردازید. همین كار ذهن شما را فعال نگه میدارد. 11-زیاد بخندید! خندیدن نه تنها روحیهی شما را تقویت میكند بلكه باعث افزایش توان جسمی و ذهنی شما خواهد شد. 12-شعبدهبازی بیاموزید! آیا میتوانید با سه یا چهار عدد توپ كوچك شعبدهبازی كنید؟ 13-انواع هنرها از جمله موسیقی و نقاشی را بیاموزید. یادگیری هنرها باعث تقویت هر دو نیم كرهی مغز میشود. 14-لباسهای نخی بپوشید! تا میتوانید پاهای خود را آزاد نگه دارید. در خانه جوراب نپوشید و كفشهایی كه منافذ دارند انتخاب كنید. 15-زیاد شوخی كنید! سعی كنید در مكالمههای روزمره از جوكهای ابتكاری و فیالبداهه زیاد استفاده كنید. 16-تمام ایدههای خود را ثبت كنید. دفترچهای تهیه كرده و همیشه همراه خود داشته باشید تا هر زمان ایدهای به ذهنتان رسید در آن یادداشت كنید. ممكن است ایدهای كه به ذهنتان رسیده بچگانه به نظر برسد ولی ممكن است در زمان آینده كارساز باشد. در صورت تمایل میتوانید ایدههای خود را در موبایل یا كامپیوترتان هم ذخیره كنید. 17-غذای رستورانهای مختلف را امتحان كنید! با این كار حس لامسه و بویایی خود را تقویت میكنید. 18-خاطرات روزانهی خود را بنویسید. سعی كنید زیاد بنویسید. حتی میتوانید داستانی از زندگی خود تهیه كنید. 19-یك زبان خارجی یاد بگیرید! حتما لازم نیست زبانی را یاد بگیرید كه پر كاربرد باشد. زبانی را یاد بگیرید كه از شنیدن نوای آن لذت میبرید. آیا به ایتالیایی و یا سواحیلی و یا حتی چینی علاقه دارید؟ زمان را ازدست نداده و زودتر شروع به یادگیری كنید. لازم نیست زیاد پول خرج كرده و كلاس بروید از طریق اینترنت هم میتوانید منابع بسیار عالی و رایگان نیز بیابید. 20-مدیتیشن بیاموزید! مدیتیشن در كل یعنی خالی كردن ذهن و ایجاد آرامش در ذهن و بدن. 21-عملیات سادهی ریاضی را ذهنی انجام دهید! لطفا ماشینحساب را كنار گذاشته و از ذهنتان استفاده كنید. 22-با طبیعت بیشتر در ارتباط باشید. كوه بروید و در جنگل یا پارك بیهدف قدم بزنید. ذهن خود را باز گذاشته و آرامش را تجربه كنید. 23-دوستان متنوعی داشته باشید! فقط با افرادی كه با تمام عقاید شما موافقند دوست نباشید، با هر فرد در هر سنی و با هر تفكری ارتباط دوستانه داشته باشید. 24-دایرهی لغات خود را افزایش دهید. --> 10 راه تضمینی افزایش دایره لغات شما 25-سعی كنید یك متن را هم از چپ به راست هم از راست به چپ و هم از بالا به پایین بخوانید. 26-تلویزیون را خاموش كنید! آیا می توانید یك ماه بدون تلویزیون زندگی كنید؟ اگر ارادهی این كار را دارید فوراً دست به كار شده و تلویزیون را به انباری انتقال دهید! تأثیری كه این كار بر روی زندگی شما خواهد داشت توصیف نشدنی است! من سه سال و نیم بدون این جعبه سپری كردم و وقتی یاد دورانی كه تلویزیون منبع اصلی سرگرمیام بود میافتم وحشت زده میشوم!
[ پنجشنبه 30 آبان 1392 ] [ 09:10 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
[ پنجشنبه 30 آبان 1392 ] [ 09:07 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
راه های تقویت حافظه آیا تا به حال اتفاق افتاده است که نام کسی را که سابقاً ملاقات کرده بودید فراموش کنید؟ یا فراموش کنید فلان وسیله را کجا گذاشته اید یا آیا در ماشین را قفل کردید یا نه؟ مطمئناً چنین اتفاقاتی برای شما هم افتاده است. اما اگر این از دست دادن حافظه مکرراً اتفاق بیفتد و شما توانایی تمرکزتان را از دست بدهید، چه می شود؟ ![]() متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه ای مستقیم دارند. در اوایل 20 سالگی، مغز شروع به از دست دادن بعضی سلول های عصبی می کند و بدن کمتر مواد شیمیایی مورد نیاز مغز برای درست کار کردن را تولید می کند. خوشبختانه، شما کارهای زیادی می توانید انجام دهید تا این جریان را کندتر کنید. در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا با رعایت آن بتوانید حافظه تان را تقویت کنید. 1- غذاهای سالم بخوریداستفاده از یک رژیم غذایی سالم و مناسب نه تنها برای جسمتان مفید است، بلکه برای مغز و حافظه تان نیز لازم است. بر طبق نظرات آکادمی عصب شناسی آمریکا، خوردن میوه ها و سبزیجاتی که حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان هستند؛ مثل توت ها، مرکبات، اسفناج، هویج، کلم بروکلی، گوجه فرنگی و سیب زمینی شیرین می تواند تا 11 درصد احتمال سکته را پایین بیاورد. تحقیق دیگری نشان می دهد که آنتی اکسیدان ها و پلی فنول های موجود در ذغال اخته و انگور می تواند توانایی ارتباط سلول های مغزی را با یکدیگر بالا برده و خطر آسیب رسیدن به آنها را پایین آورد. به جز میوه و سبزیجات، مواد دیگری مثل کارکامین و همچنین ویتامین های B مثل نیاکتین و اسید فولیک نیز در این زمینه کمک کننده هستند و خطر ابتلا به آلزایمر را پایین می آورند. 2- از نوشیدن مشروبات الکلی خودداری کنید همه می دانند که نوشیدن مشروبات الکلی باعث از دست دادن حافظه به طور موقت می شود. اما محققین دریافته اند که می تواند عوارض طولانی مدت نیز داشته باشد و روی سلول های مغزی تاثیر بگذارد. تاثیر موقتی آن رابطه ای نزدیک با میزان مصرف نوشیدنی دارد. هرچه میزان بیشتری بنوشید، حافظه تان کندتر خواهد شد. 3- جسمتان را ورزش دهید همه ی ما می دانیم که برای روی فرم نگاه داشتن هیکل و بدنمان باید ورزش کنیم. اما آیا می دانستید که ورزش کردن باعث تقویت حافظه تان نیز می شود؟ ورزش های قلبی-عروقی مانع از دست رفتن حافظه می شود. پزشکان بر این عقیده اند که علت آن است که ورزش گردش خون را در مغز بالا می برد و نمی گذارد بافت های عصبی مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بین بروند. حتماً لازم نیست که دونده ی دوی ماراتن باشید تا حافظه تان تقویت شود. ورزش های جسمی-فکری نیز می توانند با از دست رفتن حافظه مقابله کنند. 4- فکرتان را ورزش دهید ورزش دادن به فکرتان و به رشد مغزتان کمک می کند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول های عصبی مغزتان را ترغیب می کنید تا ارتباطات جدید ایجاد کنند. این مسئله به جز بالا بردن قدرت یادآوری، ظرفیت حافظه را هم بالا می برد و مانع از دست رفتن حافظه می شود. کارهای بسیاری می توانید برای ورزش دادن و فعال کردن مغزتان انجام دهید. کارهای ساده ای مثل حل جدول، بازی شطرنج و مطالعه کردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش های جدید مثل یادگیری زبانی خارجی یا یک آلت موسیقی نیز می تواند مفید باشد. 5- از مکمل های تقویت کننده حافظه استفاده کنید علم خیلی وقت است که فایده ی بعضی مکمل های غذایی مثل روی و اسید فولیک را برای تقویت حافظه دریافته است. مکمل های دیگری نیز شناخته شده اند که می توانند به تقویت حافظه کمک کرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند. ترکیبات این مکمل ها از این قرار است: آنتی اکسیدان ها که رادیکال های آزاد مخرب را از بین می برند و گیاهانی که سلول های عصبی را از آسیب محافظت می کنند. مواد مغذی که اکسیژن و گلوکز مغز را بالا می برند. گیاهانی که به تولید انتقال دهنده های عصبی کمک می کنند. مکمل های که باعث تقویت حافظه می شوند از این قبیل اند:جینکو بیلوبانام گیاهی بسیار مشهور است که از سالیان دور به عنوان دارویی سنتی برای تقویت حافظه استفاده می شده است. خاصیت آنتی اکسیدانی قوی دارد و می تواند از آسیب رسیدن به رگ های خونی در مغز جلوگیری کند. همچنین می تواند جریان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابلیت ارتجاعی رگ ها، اکسیژن و مواد مغذی را به سلول ها برساند. ویتامین های Bاز ویتامین های B در بسیاری از عملیات متابولیک بدن استفاده می شود و برای سلامتی عمومی بدن بسیار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از این ویتامین ها اهمیت بیشتری پیدا می کنند: ویتامین B12 و اسید فولیک. ویتامین B12 برای حفظ غلاف میلین(ماده ی سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب را می پوشاند و باعث می شود که به درستی کار کنند). اسید فولیک هم ماده ی بسیار موثری برای مغز است که باعث بهتر کار کردن انتقال دهنده های عصبی می شود. اگر میزان اسید فولیک مغز کم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بیشتر می شود. اسیدهای آمینهاولین کار آمینو اسیدها این است که به عنوان سدی برای پروتئین ها عمل می کنند. اما انواع بخصوصی از آنها برای تقویت مغز هم کاربرد دارند. به طور مثال تاورین L یک محافظ عصبی قوی است که از سلول های عصبی در مواجه به استرس و فشارها محافظت می کند. پیروگلوتامین L نیز برای متابولیسم سلول های عصبی کاربرد دارند و DMAE نیز مشاهده شده است که باعث تقویت حافظه ی کوتاه مدت می شود. همیشه هوشیار باشید... تقویت حافظه باید یکی از کارهای روزانه تان باشد. به یاد داشته باشید که ورزش در این زمینه کمک بسیار زیادی به شما می کند. حواستان باشد که مکمل هایتان را هم حتماً استفاده کنید. [ پنجشنبه 30 آبان 1392 ] [ 09:01 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
شیوهای که با کودکان حرف میزنیم تاثیر عمیقی بر آموزش و توانایی گوش دادن آنها بر ما میگذارد. ما همیشه در حال ارایه الگویی برای رفتار و عمل کودکان هستیم. شیوهای که ما با آنها حرف میزنیم نیز بر مبنای عمل و رفتار است. الگویی که ما در حرف زدن با کودکان ارایه میدهیم به آنها میآموزد که چگونه باید در مقابل به ما پاسخ بدهند. پدر و مادرها به سه شیوه با کودکانشان ارتباط برقرار میکنند. برخی از آنها خشونت آمیز حرف میزنند. این والدین بسیار غرولند میکنند، کودک را تحقیر میکنند و با جملاتی تهاجمی کودک را مخاطب قرار میدهند. در مقابل کودکانشان نیز به شیوههایی متفاوت واکنش نشان میدهند. مثلا بسیار بازیگوش و شیطان هستند، یا ترسو و گوشه گیر هستند و یا نافرمان و گستاخی میکنند. گروه دوم، والدینی هستند که برقراری ارتباط مثبت را میفهمند. آنها با ملاطفت، نرمی و محبت رفتار میکنند و سخن میگویند. اما متاسفانه نرمش و ملایمت این نوع والدین مانع از آن میشود تا زمانی که باید اقتدار یا محدودیتی را به کودک نشان بدهند درست رفتار کنند. آنها ناگهان تغییر روش میدهند و با خشونت کلامی یا رفتاری کودک را وادار به انجام کاری میکنند. گروه سوم، پدران ومادرانی هستند که روش برقراری یک ارتباط سالم را میشناسند. آنها همواره به یک شکل ثابت و درست عمل میکنند. آنها مثبت، صمیمی، گرم و واضح حرف میزنند و عمل میکنند. برقراری ارتباط با کودک به این شیوه به کودک میفهماند که پدر و مادر موقعیت را میشناسند و میفهمند و مطابق باآن حرف میزنند و عمل میکنند. این شیوهای است که پدر و مادرها باید آن را یاد بگیرند. این ۲۰ روش به شما کمک میکند تا شیوه حرف زدن درست با فرزندتان را بیاموزید: ۱ـ اسم کودک را بخوانید. صدا کردن نام کودک توجه او را به حرفهای شما جلب میکند. کودکان خردسال اغلب به زمانهایی محدود توجه دارند بنابراین برای جلب توجه باید مدام نامش را صدا کنید. ۲ـ از جملات مثبت استفاده کنید. مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده میشود و بالاخره لیوان را میشکند و لباسش را کثیف میکند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش». مثبت حرف زدن کار آسانی نیست اما تلاشی است که بسیار ارزنده است. از واژههای سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. این نوع واژهها و جملات احساس بیارزشی را در کودک شما تقویت میکند. جملات و واژههای مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی میدهند. رفتارش را بهتر میکند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر میکند.
جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار میکنم» راهر روز تکرار کنید و نتیجهاش را ببینید. ۳ـ با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید. تاثیر واژهها را زمانی بهتر احساس میکنید که کودک را در محیطی آرام قرار دهید و به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید. ۴ـ به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید. با کودکی که غر میزند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف میزنید باید این عادت را ترک کنید. ۵ـ به کودک فرصتها و موقعیتهای تازه را پیشنهاد بدهید. اگر میخواهید کودکتان با شما همراهی کند باید به او بگویید چرا باید به یک روش خاص عمل کند و به حرفهایتان گوش بدهد. او باید اهمیت و ارزش پیروی از حرفها و دستورات شما را بداند. «وقتی از خونه بیرون میری باید لباست رو عوض کنی. کدوم لباس رو دوست داری بپوشی؟» از کودک بخواهید تا برای حل مشکل به شما کمک کند. مثلا به جای اینکه بگویید «اسباب بازیتو اونجا ننداز» بگویید «فکر نمیکنی اگه اسباب بازیتو جای بهتری بذاری بهتره؟» جایگزینها را به کودک نشان بدهید. «الان نمیتونی نقاشی بکشی، اما میتونی با لگوهات بازی کنی». ۶ـ ساده بگیرید. کودکان نمیتوانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته سادهتر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید. ۷ـ غر نزنید و بهانه نگیرید. به جای اینکه ابتدا روی ناکامیها و ناتوانیهای کودک تاکید کنید و مرتب از او بهانه جویی کنید که درست رفتار نمیکند روی نکات مثبت رفتاری او توجه کنید و درباره آنها بیشتر حرف بزنید. ۸ـالگو باشید تا بتوانید توقع خوش رفتاری از کودک داشته باشید. خوش رفتاری شما با کودک به او یاد میدهد چگونه باید رفتار کند. چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری در هر شرایطی نادرست است. نکتهای که نباید فراموش کنید رفتار متناوب است. نباید خودتان یک بار راست بگویید و یک بار دروغ بگویید. اگر توقع دارید همیشه کودکتان با خطاب محترمانه حرف بزند. باید همیشه خودتان با همین شیوه حرف بزنید. بگویید«لطفا»«متشکرم» و همیشه با همین خطاب محترمانه حرف بزنید. ۹ـ جدی اما مهربان باشید. اگر درمورد مسالهای تصمیم قاطع دارید باید به آن عمل کنید. اگر درخواستی از کودک دارید و یا چیزی را به کودک توصیه میکنید باید روی آن پافشاری کنید. مثلا اگر قرار است اتاقش را خودش تمیز کند نباید از آن کوتاه بیایید. در عین حال ســـــــعی کنید سخت گیر نباشید. چیزی فراتر از توانایی کودک از او نخواهید و یا با هدف تنبیه اینکار را نکنید. کمی هم مهربان باشید. اگر میبینید کودک تلاشش را برای جمع کردن اتاقش میکند میتوانید در انتهای کار برای تشویق او را همراهی کنید و کمکش کنید تا کارش را بهتر انجام بدهد. ۱۰ـ سوال بپرسید.
اگر میخواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشتهای آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاهها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش«مهد کودک خوش گذشت؟ » بپرسید«چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودک خوشحالت کرد؟ ». ۱۱ـ آیا کودک منظور و هدف شما را فهمیده است؟ اگر احساس میکنید کودکتان واکنش درستی به درخواستها و حرف هایتان نشان نمیدهد و گیج شده است. پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. از او بخواهید آنچه به او گفته اید را تکرار کند. ۱۲ـ درخواست هایتان را با خواستههای شخصیتان یکی کنید. زمانی که میخواهید کودک کاری را برایتان انجام بدهد به جای فرمانهای امری مثل«تو باید» بگویید «من میخواهم». او از این طریق میفهمد که تاثیر رفتارش چه احساسی در شما ایجاد میکند. مثلا بگویید«خیلی خوشحال میشم که بری حموم»«خیلی هیجان زده میشم که تو مسابقه برنده بشی»«باعث افتخارمنه که نمرههای خوبی بگیری». ۱۳ـ اگر کودکتان بسیار درگیر مسالهای میشود و به محیط اطراف و زمان توجهی نمیکند هر از چند گاهی به او یادآوری کنید که باید چه کارهایی بکند. مثلا بگویید«عزیزم دیگه کم کم باید بریم». ۱۴ـ به کودکتان نشان بدهید که همه توجه و دقت شما به شنیدن حرفهای اوست. روزنامه خواندن، تلوزیون تماشا کردن و کار کردن حواستان را پرت میکند. اگر نمیتوانید به حرفهای کودک گوش بدهید تظاهر نکنید. ۱۵ـ اگر دو کودک با تفاوت سنیهای متفاوت دارید برای گفتگو با هر دو نفرشان برنامه ریزی کنید و به هر دوی آنها فرصت حرف زدن بدهید. گاهی اوقات بچههای بزرگتر همه فرصت را برای خودشان میخواهند و یا بچههای کوچکتر همه توجه پدر و مادر را جلب میکنند. در طول روز با هر دوی آنها حرف بزنید و به هر دو فرصت اظهار نظر بدهید. ۱۶ـقسمهای کوچک و بیفایده نخورید و یا کودک را مجبور نکنید برای هرچیزی قسم بخورد. نگویید«راستشو بگو، قسم بخور که گلدونو تو نشکستی» ۱۷ـ ملاحظهگر باشید. حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان میگویید؟ چگونه با کودکتان حرف میزنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف میزنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید. ۱۸ـکودکتان را با وجود تفاوتهایی که با دنیای شما دارد بپذیرید. کودکی که تایید میشود و دیگران به او بها میدهند مشکلات و احساساتش را راحتتر درمیان میگذارد. او یاد میگیرد که اگر بزرگ شود و یا تغییر کند بازهم شما در کنارش خواهید بود. ۱۹ـ وسط حرف کودک نپرید. اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف میکند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بیمورد بکنید او علاقهاش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست میدهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه میافتد را برایتان تعریف میکند با پرسشهای بیمورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساساتتان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید. ۲۰ـ گفتگو با کودک را جدی بگیرید. گفتگو و تلاش برای برقراری ارتباط با کودک احساس اعتماد به نفس، توانایی برقرای ارتباط با دیگران، یافتن ارتباطات همدلانه صمیمی با و دیگران را در کودک تقویت میکند. برای کودک وقت بگذارید و تلاش کنید تا ارتباط موثری با هم برقرار کنید. یادتان باشد که گفتگو با کودکان وارد شدن به یک خیابان دو طرفه است. با آنها حرف بزنید و منتظر شنیدن پاسخها و واکنش هایشان باشید. گوش دادن نیز به اندازه حرف زدن مهم است.
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 16:05 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 16:04 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(0)
]
اضطراب و فشار رواني و راه هاي كنتـرل و كاهـش آن ANXIETY AND STRESS AND CONTROL OF WAVES
هر پزشكي به بيمار مضطرب خود توصيه مي كند كه آرام باش ، اما بيمار مضطرب كه با علايمي نظير نگراني و تشويش ، عدم تمركز فكري ، فكر مغشوش ، تپش قلب ، تنگي نفس ، دلهـره و دلشوره ، دل آشوبي ، درد ناحيـه سينـه ، اختلالات گوارشي ، تكرر ادرار ، سرگيجه و سر درد ، احساس ناخوشايندي دارد و ملتمسانه به دنبال راه علاجي است نمي داند چگونه كسب آرامش كند و آرام باشد . تغييرات اجتماعي سريع همراه با پيشرفت تكنولوژي ، تغيير و تنوع مشاغل ، مشكلات و گرفتاريهاي اقتصادي ، ازدياد جمعيت ، مهاجرتها ، تغيير نرمهاي اجتماعي و احساس فقدان كنترل شخصي كه نتايج غير قابل اجتناب جامعه تكنولوژيك امروزي است با بروز اضطراب و اختلالات مربوط به استرس یا فشار روانی مربوط بوده و با شناخت فزاینده ای که از تاثیر اضطراب و فشار روانی بعنوان عاملی مهم در بروز بیماری ها همچون سکته قلبی ، سرطان و غیره پیدا شده جا دارد مردم ما اطلاعات و مهارتهای درمانی و روشهایی در جهت کنترل اضطراب و تحمل فشار روانی پیدا کنند حتی این روشهای درمانی برای بیماریهایی نظیر دردهای بدنی Somatoform Disorder سندرم روده تحریک پذیر ، آسم و تنگی نفس ،و غیره که بوسیله اضطراب و فشار روانی تشدید می شود می تواند مفید واقع شود .
روانشناسان معتقدن که می توان در زمانی نسبتا کوتاه به اکثر بیماران و حتی افراد عادی که تحت فشار روانی قرار دارند روشهایی یاد داد که بتوانند ایجاد آرامش نمایند بخصوص برای این افراد :
1- برای بیماران مبتلا به اضطراب منتشر Generalized Anxiety افرادی که دائم احساس اضطراب می کنند .
2- بعنوان جزای از درمان حساسیت تدریجی Systematic Desensitization یا بی اثر کردن موقعیتهای اضطراب برانگیز خاص مثلا در درمان انواع ترسهای مرضی .
3- وقتی بنظر می رسد فشار روانی یا استرس عامل عمده ای در شروع و یا دوام سایر مسائل طبی باشد .
راههای کنترل و کاهش اضطراب یا مدیریت بر اضطراب Anxiety Management
1- آرامسازی عضلانی Muscle Relaxation
همه آگاهیم که رفع تنش و کشش عضلات به نوعی با کاهش اضطراب رابطه دارد و یادگیری احساس و کنترل کشش عضلانی اساس روش آرامسازی را تشکیل میدهد .این روش را اولین بار روانشناسی به نام جیکوبسون Jacobson برای درمان بیخوابی مورد استفاده قرار داد و با شل کردن عضلات بیمار بیخوابی وی را درمان کرد .
این روش آرامسازی عضلانی متکی بر آگاهی اختیاری و ساختگی خود فرد از حالات جسمی از طریق بوجود آوردن حالات متضاد کشش عضلانی که بوسیله خود شخص ایجاد می شود و سپس شل کردن عضلات بطور ارادی و اختیاری بدنبال آن است .
روش این کار برای رفع تنش و از بین بردن اضطراب و کاهش فشار روانی متکی بر سفت کردن منظو و سیستماتیک گروههای عضلانی است که از پا شروع شده و تمام عضلات بدن را فرا می گیرد . دستورات اساسی برای آموزش رفع کشش عضلانی ( بطور اختصار ) بدین شرح است :
1- منظور از این عمل ابتدا برای فرد توضیح داده میشود ( که همان کاهش اضطراب و رفع تنش است ).
2- وجود مکانی ساکت و بدون مزاحمت برای انجام حائز اهمیت است .
3- حالت نشسته و راحت یا لم دادن روی مبل راحتی .
4- داشتن لباسهای راحت بر تن که فرد احساس تنگی و سختی نکند .
5- کشیدن نفس عمیق ، لحظه ای آنرا نگه داشتن و بعد خیلی آرام و کامل آنرا بازدم کردن .
6- انگشتان پا و پاها را سفت کرده لحظه ای حالت سفتی را نگهداشته آنرا احساس کنید ، آنگاه عضلات سفت را شل نمایید ، به همین ترتیب ساق ها ، زانو ها ، رانها ، عضلات سرین ، انگشتان دست ، و دستها ، ساعد ، آرنج ، بازوها ، عضلات شکم ، سینه ، صورت ، دندانها ، و پیشانی .
7- چند دقیقه به لمیدن آرام ادامه داده تا آرامش در تمام بدن نفوذ کند ، تفاوت عضلات کشیده و منقبض قبلی و عضلات شل و راحت فعلی را احساس نمایید .
8- حالا دراز بکشید مدتی احساس آرامش و نیروی تازه کنید و بعد به فعالیت روزانه برگردید .
علاوه بر جیکوبسون روانشناسان دیگری همچون هوگن Haugen نیز معتقدند با وجود شلی عمیق عضلات دیگر اضطراب نمیتواند وجود داشته باشد .
گلهورن نیز نشان داد که شل شدن عضلان سبب تبدیل تسلط سمپاتیک بر پاراسمپاتیک می گردد و آرامش پدید می آید .
فرضیه دیگری نیز مطرح شده که شل شدن عضلانی فعالیت سمپاتیک قسمت مرکزی غدد فوق کلیوی را با تغییر دادن مکانیزمهای کنترل کننده کاهش می دهد .
در مجموع تجربیات روانشناسان و پژوهشگران نشان می دهد که رفع تنش عضلانی بر درمانهای غیر اختصاصی دیگر در کاستن اضطراب و فشارهای روانی برتری دارد و گزارش شرح حال بیمارانی که دچار اضطراب بوده اند و از این روش درمانی استفاده کرده اند موید این نظر است .
2- بیوفیدبک Biofeedback
بطور کلی بالا رفتن آگاهی شخص از تنش عضلانی به رفع تنش منجر می شود . بیوفیدبک یک مرحله فراتر می رود و اطلاعات دقیقی از پتانسیلهای الکتریکی گروههای خاص عضلات را در اختیار شخص می گذارد اگر شل شدن عضلات به کاهش اضطراب منجر میشود انتظار می رود بیوفیدبک این عمل را تسهیل خواهد کرد .
تمام اعمال بیوفیدبک اطلاعات زیستی را که بطور عادی قابل وصول نیست ( اطلاعات زیستی مثل حرارت پوست ، ضربان قلب و غیره ) را بفرمهای مختلف مثل صداهای قابل شنیدن ، چراغ ، یا علامات و اعداد قابل دیدن برای شخص فراهم می سازد و با استفاده از این اطلاعات است که شخص در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند موفقیت یا شکست نسبی فعالیتها را برای کاهش اضطراب و فشار روحی برسی کند .
برای اینکار بیمار در مکانی قرار گرفته دستگاه به بدن وی مثلا عضلات پیشانی وصل می گردد یکی از متغییرهای فیزیولوژیک خاص مثل حرارت پوست وی بطور الکتریکی اندازه گیری مداوم می شود و توسط دستگاه بصورت صداهای قابل شنیدن با اعداد و علایم پسخورد می دهد و بیمار روش درمانی خود را در کاهش اضطراب و شل کردن عضلات با توجه به این اطلاعات پسخورد شده ارزیابی می کند .
ضمن درمان اضطراب با بیوفیدبک بعضی بیماران تحت درمان احساس ذهنی سنگینی ، گرما ، گزگز ، و سوزش در اندامها را گزارش کرده اند و این شبیه حالتی است که در شلی عمیق عضلات Relaxation پیدا میشود بنابر این رفع تنش کلی را ممکن است عامل درمانی در این روش محسوب نمود ، بعلاوه استفاده بالینی از بیوفیدبک تقریبا در همه دنیا با دستورات کلامی روانشناس برای شل کردن عضلات همراه است ضمن اینکه فرصت رابطه درمانی لفظی نیز برای بیمار فراهم است و این باعث می شود سهم بیوفیدبک در درمان اضطراب دقیقا مشخص نباشد .
3- مدی تیشن یا مراقبه Meditation
روشی براغی تغییر حالات روحی است که بوسیله شخصی بنام ماهارشی ماهش یوگی معروفیت یافت در واقع مدیتیشن نوعی فعالیت ذهنی است که با آرامش و رفع تنش عضلانی همراه است .
به فرد درمان شونده یا فردی که بخاطر آرامش می خواهد مدی تیشن کند آهنگ خاصی داده می شود ( Mantra ) که بیشتر ارزش فردی دارد و فرد بر اساس آن آهنگ تمرین می کند تمرین مشتمل است بر روزی یک الی دو بار هر بار بمدت 15 الی 20 دقیقه در وضعیتی راحت نشستن در حالی که چشمها بسته است و تمرکز روی آهنگ داده شده بطور مداوم حفظ می شود .
تحقیقات بعمل آمده در مورد یک نوع مدی تیشن بنام تی ام T M نشان داده که ایجاد یک حالت فیزیولوژیک راحتی و هوشیاری می کند که از خواب یا بیداری متفاوت است ، یافته های فیزیولوژیک در ضمن تی ام عمدتا خلاف حالتی است که در بیمار مضطرب یافت می شود .
تغییرات فیزیولوژیک گزارش شده در ضمن تمرین مدی تیشن عبارت بوده است از کاهش مصرف اکسیژن ، تغییرات دفعات تنفس ، کاهش لاکتات خون ، ( در اضطراب و موقعیتهای فشار روانی لاکتات خون بالا می رود ) واکنش گالوانیک پوست (که یک شاخص ثبات اتنومیک در بدن تلقی می گردد) ، افزایش فعالیت آلفای قشر مغز .
سهم عمده مطالعات علمی و تحقیقاتی در زمینه مدی تیشن از بنسون BENSON از دانشکده پزشکی هاروارد است که ایشان ضمن مطالعات خود نتیجه گرفت که مدی تیشن اساسا نوعی فعالیت را تشکیل می دهند که قادر به ایجاد حالتی است که وی آنرا واکنش رفع تنش نامید .
که این روش ایجاد کننده واکنش رفع تنش شامل چهار جزء اساسی است :
1- وجود یک وسیله روانی محرکی مداوم : مثل صدای ثابت ، کلمه ، عبارتی که آرام و قابل شنیدن بطور مداوم تکرار می شود یا خیره شدن به یک نقطه که منظور از این عمل رفع تمرکز از جریان آشفتگیهای حسی و اشتغالات ذهنی لست .
2- وضعیت منفعل : افکار مزاحم کنار گذاشته شود ، شخص نباید نگران معیارهای عملکرد باشد .
3- کاهش قوام عضلانی : در وضعیت کاملا راحت و در لباس راحت قرار گیرد .
4- محیط آرام
چند نوع مدی تیشن :
مدی تیشن عمیق : در اصل یادگیری نگریستن به چیزی به گونه ای فعال ، دینامیک ، هوشیارانه ، اما بدون استفاده از واژه ها می باشد . شئی ای را برای کار خود انتخاب می کنیم ( هر چه که باشد فرق نمی کند سنگ چوب کاغذ گل برگ ) اکنون در جایی راحت قرار گرفته طوری به آن می نگریم که گویا آنرا حس می کنیم . شی باید در جایی قرار داشته باشد که دیدنش برایمان آسان باشد . فقط به آن بنگرید اگر از مسیر عادی فقط دیدن منحرف شدید با خود بگوئید او باید بجای خود و بکار خود باز گردم ، به آرامی فقط به نگاه کردن خود باز گردید . این تمرین را روزی یکبار و به مدت 20 دقیقه انجام دهید و بعد از دو ماه در مورد ادامه آن تصمیم گیری نمائید .
مدی تیشن نیلوفر : این مدی تیشن نیز مثل قبلی از نوع اصولی است . در این تمریثن شما بعنوان مرکز نیلوفر کلمه ، ایده یا تصوری را انتخاب می کنید ( واژه هایی چون عشق ، گل ، آرایش ، رنگ ، درخت ، عصبانی ، فریاد ، غم ، ضربه ، درد ، پوچ و غیره ) در مکانی آرام و راحت قرار گرفته روی واژه تحمل کرده منتظر بمانید در آن لحظه اولین کلمه ای که به ذهن شما تداعی می شود روی آن 3 الی 4 ثانیه بیندیشید یا متوجه تداعی و ارتباط بین واژه اصلی نیلوفر و واژه تداعی شده می شوید یا خیر در هر صورت بعد از 3 الی 4 ٍانیه به واژه اصلی بر می گردید و مجددا تداعی دیگر و 3 الی 4 ثانیه اندیشیدن و تامل و برگشتن به واژه اصلی نیلوفر .اینکار را بمدت 20 دقیقه و روزی یکبار انجام دهید و بعد از 20 روز نتیجه گیری کنید .
در انتخاب وازه اصلی نیلوفر بهتر است اگر با مسئله ای درگیریم همان مسئله را بعنوان مرکز نیلوفر انتخاب کرده آنرا حل کنیم .
مدی تیشن مانترا (ذکر) : این مدی تیشن تمرین کلمه ، عبارت ،یا جمله ای است که بصورت ذکر بارها و بارها بطور مکرر خوانده می شود هدف اصلی همچون دو نوع دیگر مدی تیشن انجام فقط یک کار و تمرکز بر روی یک مسئله در زمانی مشخص است در این تمرین ذکر به هر صورت که باشد فرقی نمی کند هدف یکسان است مثلا مانترای شرقی هارکریشنا ، مانترای مسیحی خدای من کمکم کن ، مانترای صوفی الله هو ، مانترای اسلامی الله اکبر ، الحمدالله ، لاالاالله .
نوع انجام این نوع مدی تیشن نیز بدین صورت است که یک جای آرام بیابید و بصورت راحتی قرار گرفته این عبارت انتخاب شده را با صدای متوسط بمدت 20 دقیقه الا نیم ساعت تکرار کنید . در انجام تمرین فقط سعی کنید ذکر را بخوانید (علی به ذکر الله تطمئن القلوب )ضمن خواندن ذکر کار دیگری در ذهن انجام ندهید .
مدی تیشن حرکتی صوفیانه ( رقص صوفیانه ) :
انجام این نوع مدی تیشن گروهی است تقریبا از 5 ای 15 تا 20 نفر ، این تمرین شامل حرکت و خواندن ذکر است . افراد دایره ای تشکیل داده ، بعضی اوقات دستها را بهم قلاب می کنند دسته جمعی چهره و قامت را رو به آسمان بلند کرده ، دستها را بالا می گیرند و با صدای آهنگین ذکری را می گویند مثلا یا حق بعد تنه و سر و دستها را بطرف پایین آورده کمر را خم کرده بصورتی که صورت بطرف زمین بوده با همان صدا ذکری می گویند مثلا یا هو .
این تمرین را 10 الی 15 دقیقه شروع و به مرو به نیم ساعت برسانید و حداقل 10 جلسه باید انجام شود و بعد نتیجه گیری نمائید . این تمرین برای افرادی که اضطراب داشته ، روابط اجتماعی فقیری دارند مناسب است .
در انجام هر یک از مدی تیشن های فوق تمایل و آرامش فرد شرط اساسی است چنانچه فرد با انجام مدی تیشن احساس آرامش نکند باید از آن صرف نظر کند و از انجام آن نوع مدی تیشن خودداری کند .
4- تکنیک های رفتار درمانی Behavior Therapy Techniques
الف حساسیت زدائی منظم Systematic Desensitization
این روش درمان و کاهش اضطراب یا درمان ترس مرضی (فوبیک) اولین بار در سال 1958 بوسیله ولپه مطرح گردید ایشان تئوری خود را اینطور مطرح کرد که اگر پاسخی ضد اضطرابی یا همان آرامساری عضلانی و احساس راحتی را بتوان در حضور محرکهای برانگیزاننده اضطراب و ترس مرضی بوجود آورد محرک های برانگیزاننده اضطراب بی اثر می شوند . برای اینکار ولپه تکنیک آموزش پیش رونده آرامش Relaxation را بمنظور ایجاد پاسخی که با اضطراب ناسازگار است اتخاذ کرد .
شیوه اصلی حساسیت زدائی منظم این است که به فرد آموزش داده می شود که صحنه مولد اضطراب و ترس مرضی را به نحو دقیق درجه بندی شده به تصور آورد ضمن اینکه در یک حالت آرامش عضلانی بسر می برد اینکار باعث می شود که موقعیتهای اضطراب برانگیز خاصیت اضطراب برانگیزی خود را از دست بدهند و موقعیتی عادی تلقی شوند .
ب- غرقه کردن Flooding
بر خلاف تکنیک حساسیت زدائی منظم که متکی بر مواجهه تدریجی با محرکهای اضطراب آور است ، در غرقه کردن درمانگر یا روانشناس بالینی فرد را با حداکثر محرک بیزار کننده مواجهه می کند ، داستان مسافرت دریایی سعدی وغلام بازرگان که دریا هراسی داشت نمونه این تکنیک است (نقل میکنند که سعدی با کشتی مسافر بلادی بود و بازرگانی با غلامش همسفر سعدی ، چنانچه کشتی از بندر خارج شد غلام بازرگان که شدیدا از دریا هراس داشت شروع به داد و هوار کرد بازرگان دنبال چاره بود که سعدی دستور داد غلام را به دریا انداختند غلام بعد از چند بار دست و پا زدن آرام تر گشت و وقتی از دریا خارج شد دیگر آن ترس شدید اولیه را از دریا نداشت ) . این تکنیک می تواند بطور تصوری در اطاق درمانگر یا در محیط طبیعی اجرا شود ، منطقی که در پشت این تکنیک قرار دارد آن است که رفتار اجتنابی ناسازگار با ممانعت و جلوگیری از هر نوع فرار یا تمایل به اجتناب در طی جلسات درمان به طرز موثری خاموش میشود .
مطالعات روانشناسان و تحقیق نشان داده که حساسیت زدائی منظم موجب بهبودی پایدارتر و با ثبات تری نسبت به غرقه کردن در کنترل اضطراب و ترس مرضی می شود .
5- بازسازی شناختی Cognitive Restructuring
کمبود شناخت افراد و پیش گوئیهای غیر منطقی افراد از نتایج رویدادها می تواند اضطراب برانگیز بوده و اضطراب زیادی را در فرد در موقعیتهای مختلف بوجود آورد بعنوان مثال مدیری در سازمان کارشناس مرئوس خود را احضار می کند با این هدف که در مورد سوژه ای با وی به مشورت بپردازد حال کارشناس مرئوس اگر با پیشگوئی های غیر منطقی به خود تلقین کند که رئیس قصد انتقاد از وی را دارد این پیشگویی غیر منطقی و شناخت ناکافی باعث اظطراب زیاد وی خواهد شد . بر اساس طرز تفکر فوق بود که مایکن بوم در 1973 شیوه خود آموزی برای بازسازی شناختی پیشگوئی های غیر منطقی از نتایج محتمل پاسخ را طرح ریزی کرد .
این روش خودآموزی (بازسازی شناختی پیشکوئی های غیر منطقی ) شامل چهار عمل زیر است :
الف – تبیین اینکه اضطراب های غیر واقعی یا نوروتیک ناشی از چیزهای ناراحت کننده ای است که شخص در باره شرایطی به خود میگویید تا اینکه مربوط به خود شرایط باشد .
ب – آموزش فرد برای بیان حال خاصی که وی در اوضاع و احوال اضطراب برانگیز از خود بروز می دهد که از آن آگاه نیست .
ج – متقاعد کردن فرد نسبت به ماهیت غیر منطقی و شکست دهنده اضطراب برانگیخته از بیان غیر متعارف و غیر واقعی خود .
د – تقویت ، بیان سازنده از خود که با اضطراب منطبق نیست .
روش خودآموزی در اصل از نگرش درمان شناختی عقلی عاطفی الیس نشات گرفته که وی معتقد بود اگر نگوئیم همه رفتارهای عصبی Neurotic ، بیشتر آنها ناشی از در پیش گرفتن روش غیر منطقی است که اشخاص با آن دنیای دور و بر خود را تفسیر می کنند .
در زیر شماری از رفتارهای غیر منطقی و زیربنائی که باعث ناخشنودی و عصبیت افراد می گردد و نیاز به شکل گیری دوباره قضاوتهای منطقی دارد آمده است :
این اندیشه که ضرورت دارد آدم از طرف هر فرد مهم دیگر مورد پذیرش و محبت قرار گیرد .
این اندیشه که فرد اگر قرار باشد خود را با ارزش بشناسد باید در مورد همه جنبه های ممکن کامل باشد و همه صفات پسندیده را دارا باشد .
این اندیشه که چون کارها و امور بر وفق مراد نبود جهان زشت و فاجعه آمیز است .
این اندیشه که گریز آسانتر از رو برو شدن با مشکلات زندگی و مسئولیت هاست .
این اندیشه که فرد وابسته به دیگران بوده و نیاز به قوی تر دارد .
این اندیشه که باید همه را خشنود نگهداشت .
این اندیشه که تاریخچه گذشته فرد تعیین کننده رفتار فعلی اوست .
این اندیشه که برای مشکلات و حل آن فقط یک راه حل وجود دارد و اگر نشد فاجعه هولناکی بوجود خواهد آمد .
منابع :
1- Behavior Therapy نوشته دانیل اولیدری و ترنس ویلسون
2- مقدمه ای بر روانشناسی بالینی نوشته دکتر عبدالخلیل فرزام
3- مقرمه ای بر مشاوره و رواندرمانی نوشته دکتر سیداحمد احمدی
4- روانشناسی بالینی نوشته دکتر سعید شاملو
5- Meditation نوشته دکتر ادکارن جیکسون
6- Meditation نوشته مهاریش ماهش یوگی
7- اختلالات روانی نوشته دکتر ریچارد کلوبرگ
8- روانشناسی یادگیری نوشته جیمز دیز و استوارت هالی
9- جزوات و رفرنس های دانشگاهی
10- Logo Therapy نوشته دکتر فرانکل
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 16:00 ] [ rnaderi1391 ]
[
ارسال نظر(3)
]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||