|
*مشاوره همراز*
*در این وبلاگ با مقالات مشاوره ای . روانشناسی ومذهبی و ...آشنا می شوید*
|
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد/سارا به سین سفره مان ایمان ندارد بعد از همان تصمیم کبری، ابرهاهم/یا سیل می بارد و یا باران ندارد
بابا انار و سیب و نان را می نویسد/حتی برای خواندنش دندان ندارد انگار، بابا همکلاس اولی هاست/هی می نویسد این ندارد، آن ندارد
بنویس کی آن مرد در باران می آید/این انتظار خیس مان پایان ندارد ایمان!برادر گوش کن نقطه سر خط/بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد
کم از سراب ندارد یکی شدن با تو / چنان که فاصله افتاده بین من تا تو من و تو مثل دو گل در کنار هم بودیم / که من به عطر تنت خو گرفتم، اما تو عیار غنچه گل را بهار می داند / نده به دست خزان غنچه های لب هاتو در این مسیر مقدس چه جای تردید است / که دلم، یا به وصل خدا می رسد یا تو همیشه شوق نشستن کنار تو با من / همیشه شور پریدن بدون من با تو
دل من بی تو چه تنگ است مبادا بروی / صحبت از شیشه و سنگ است مبادا بروی در نبودت کمر عشق دوتا شد بی تو / پای آن رابطه لنگ است مبادا بروی ای بهار دل من، تا تو نباشی هر روز / گل و پاییز به جنگ است مبادا بروی کوله بار سفرت را تو چرا می بندی؟ / صبر کن، وقت درنگ است مبادا بروی ارسال نظر(0) ] |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید